آغا محمدخان قاجار

0
آغا محمدخان قاجار - بنیانگذار قاجار - آقا محمدخان قاجار
آغا محمدخان قاجار

آغا محمدخان قاجار یا آقا محمدخان قاجاز زاده 14 مارس 1742 و در گذشت 17 ژوئن 1797) که با نام خانوادگی خود آقا محمد شاه نیز شناخته می شود ، بنیانگذار سلسله قاجار ایران بود

که از سال 1789 تا 1797 به عنوان پادشاه ( شاه ) حکمرانی کرد. در ابتدا سرپرست شعبه آق قویونلو از قبیله قاجار ، آقا محمدخان در سال 1789 به عنوان پادشاه ایران سلطنت شد ، اما تا زمان مارس 1796 با عزل لطف علی خان از سلسله زند در سال 1794 به طور رسمی تاجگذاری نشده بود.در موجوانی توسط عادل شاه خواجه شد.، و از این رو بی فرزند بود. وی در 17 ژوئن 1797 ترور شد وچون پسری نداشت. پسرش برادرزاده فتحعلی شاه قاجار جانشین او شد.

اوایل زندگی

تبار

آغا محمدخان در حدود سال 1742 در استرآباد متولد شد. او متعلق به قبیله آق قویونلو از قبیله قاجار بود .

قبیله دارای چندین شاخه دیگر بود که یکی از برجسته ترین آنها دولو است که غالباً علیه آق قویونلو می جنگید.

آقا محمد خان فرزند ارشد رئیس قبیله آق قویونلو بود. آقا محمدخان چند برادرناتنی و تنی داشت:

حسین قلی خان ، مرتضی قلی خان ، مصطفی قلی خان ، رضا قلی خان ، جعفر قلی خان ، مهدی قلی خان ، عباس قلی خان و علی قلی خان

هنگامی که نادر شاه در سال 1747 درگذشت ، حکومت افشاریان ایران از هم پاشید ، که به محمد حسن فرصتی برای تصرف استرآباد برای خود داد ، و برادرزاده نادرشاه عادل شاه را رهبری کرد تا از مشهد به شهر راهپیمایی کند تا او را تصرف کند.

اگرچه نتوانست حسن را به تصرف خود درآورد اما عادل شاه توانست آقا محمد خان را که او قصد داشت به قتل برساند ، به اسارت ببرد.

و آقا محمد خان را اخته کرد سپس او را آزاد کرد, و صفت آقا که برای او استفاده می شود گاها به شکل آغا به خاطر خواجه بودنش استفاده می شود. آقا محمدخان قاجار و آقا محمد خان را اخته کرد سپس او را آزاد کرد, و صفت آقا که برای او استفاده می شود گاها به شکل آغا به خاطر خواجه بودنش استفاده می شود.

درگذشت محمدحسن

در طی 10 سال بعد ، حکومت افشارید در خراسان از جنگ میان سران رقیب و از تهاجم توسط حاکم دورانی حاکم قندهار ، احمد شاه ، رنج فراوانی برد.

در این دوره ، محمدحسن علیه رهبر نظامی پشتون ، آزادخان افغان و حاکم زند ، کریم خان ، برای سرکشی در قسمت غربی امپراتوری سابق نادرشاه جنگید. اما وی در سال 1759 توسط یک ارتشی زند شکست خورد.

وی به پیروان خود خیانت کرد و پس از آن ، توسط رقیب قدیمی خود ، محمدخان سوادکوه کشته شد.

برادرش حسین قلی خان به جای او به عنوان رئیس جدید آق قویونلو منصوب شد. اندکی پس از آن استرآباد تحت کنترل کریم خان قرار گرفت ، که یک دلو به نام حسین خان دلو را به عنوان والی خود منصوب کرد.

در همین حال ، آقا محمد خان و برادرش حسین قلی خان به سمت استپ ها فرار کردند. یک سال بعد ، آقا محمدخان به سوی استرآباد یورش برد ، اما مجبور شد فرار کند ، که توسط فرماندار این شهر تعقیب شد.

آقا محمدخان توانست به اشرف برسد ، اما سرانجام دستگیر شد و به عنوان گروگان به تهران اعزام شد ، تحت فرمانروایی کریم خان. حسین قلی خان نیز به زودی اسیر شد.

زندگی در دربار کریم خان زند

در زمان كريم خان با آقا محمدخان با با مهرباني و شرافتمندانه رفتار كرد ، و اين باعث شد كه او خاندان خود را متقاعد كنند كه اسلحه خود را بگذرانند ، كه آنها نيز انجام دادند. کریم خان سپس آنها را در دامغان مستقر کرد.

در سال 1763 ، آقا محمدخان و حسین قلی خان به پایتخت زند ، شیراز اعزام شدند

به برادران ناتنی آقا محمدخان مرتضی قلی خان و مصطفی قلی خان اجازه زندگی در استرآباد داده شد ، زیرا مادرشان خواهر فرماندار شهر بودند. برادران باقیمانده وی به قزوین اعزام شدند و در آنجا با آنها محترمانه رفتار کردند.

آقا محمدخان بیش از یک اسیر بیشتر به عنوان میهمان محترم در دربار کریم خان حساب می و محترم گرفته می شد.

علاوه بر این ، کریم خان همچنین دانش سیاسی آقا محمدخان را تصدیق کرد و از مشاوره وی در مورد منافع دولت سؤال می کرد.

دو برادر آغا محمدخان که در قزوین بودند نیز در این دوره به شیراز اعزام شدند.

در فوریه 1769 ، کریم خان حسین قلی خان را به عنوان والی دامغان منصوب کرد. وقتی حسین قلی خان به دامغان رسید ، بلافاصله با انتقام از مرگ پدرش درگیری شدیدی با قبیله دولو و قبایل دیگر آغاز کرد.

با این حال ، او حدوداً در سال 1777 توسط برخی از قبایل کشته شد.

در 1 مارس 1779 ، از خدیجه بیگم مطلع شد که کریم خان پس از شش ماه بیماری درگذشت.

رسیدن به قدرت

فتح مازندران و گیلان

آغا محمدخان گروهی از پیروان وفادار خود را با خود برد و راهی تهران شد .

در همین حال ، در شیراز ، مردم در حال جنگیدن در میان خود بودند. در تهران ، آقا محمدخان با روسای اصلی قبیله دولو ملاقات کرد ، که با آنها صلح برقرار کرد.

وی از حرم شاه عبد العظیم ، جایی که جمجمه پدرش در آن نگهداری می شد ، بازدید کرد. وی سپس به استان مازندران سفر کرد ، این منجر به درگیری با برادرانش رضا قلی و مرتضی قلی شد که وی در تاریخ 2 آوریل با فتح مازندران مغلوب شد.

در همین حال ، مرتضی قلی به استرآباد گریخت ، جایی که قدرت خود را مستحکم کرد. آقا محمدخان نمی توانست به سادگی شهر را تصرف کند ، زیرا شروع جنگ با مرتضی قلی به این معنی است که اتحاد ضعیف او با دولو می تواند از هم پاشیده شود – مادر مرتضی قلی یک دولو بود.

در همین زمان ، شاهزاده زند ، علی مراد خان زند ، سپاهی از زند و سربازان افغانی را به سمت پسر آزاد خان افغان ، محمود خان ، به مازندران فرستاد که برادر آقا محمدخان جعفر قلی خان توانست آن را دفع کند.

آقا محمدخان به همراه فرزندان حسین قلی خان فتحعلی قلی و حسین قلی ، اکنون در بابل ، پایتخت مازندران در یک موقعیت محکم قرار داشتند.

مدتی بعد رضا قلی با لشکری ​​از مردان از لاهیجان به بابل حمله کرد و در آنجا اسیر آقا محمدخان شد. وقتی مرتضی قلی از این موضوع را فهمید ، با لشکری ​​از ترکمنها در محل پیشروی کرد و آقا محمدخان را آزاد کرد.

این سه برادر سعی کردند مشکلات خود را برطرف کنند. آغا محمدخان و رضا قلی موفق شدند ، در حالی که مرتضی قلی ناراضی شد و به سمت علی مراد خان در اصفهان و سپس به صادق خان زند در شیراز گریخت. وی در خراسان درگذشت.

هواداران سابق وی سپس به سمت آقا محمدخان رفتند و شروع به خدمت به وی کردند. در آن زمان آغا محمدخان بار دیگر درگیر درگیری با برادرش رضا قلی بود که وی در چندین نبرد شکست داد و پس از آن یک بار دیگر با او صلح برقرار کرد

صلح طولی نکشید. علی مراد خان خیلی زود به مازندران حمله کرد و همین امر باعث شد آغا محمدخان با لشکری ​​از مازندرانیان و قاجارها از بابل حرکت کند و به علی مراد خان حمله کند که وی موفق به دفع این مشکل شد.

آغا محمدخان سپس سمنان ، دامغان ، شاهرود و بسطام و.. را به دست گرفت .

علاوه بر این ، وی هدایت الله اله خان ، حاکم گیلان ، را مطیع خود ساخت. وی پس از آن زمینی را در سمنان به برادرش علی قلی اعطا كرد تا پاداش كمك او در فتح شهرها باشد.

اولین درگیری با روس ها ، اختلاف با گیلان و حمله به شمال فارس عراق

در سال 1781 ، امپراطوری روسیه که علاقه داشت برای ایجاد مسیر تجارت با ایران به منظور اینکه بتواند با مناطقی در آسیا تجارت کند ، یک سفیر را به سواحل گرگان فرستاد و در آنجا به دنبال تصویب قرار دادی برای این کار شد .

هنگامی که آقا محمدخان امتناع کرد ، وینوویچ نادیده گرفت و به دنبال ایجاد اسکان موقت در جزیره آشوراده رفت . ، آقا محمدخان نتوانست جزیره را بازگرداند. در عوض ، ویوینوویچ و برخی از مردانش را فریب داد تا او را در استرآباد ملاقات كنند

جایی كه آنها به عنوان اسیر نگه داشته شدند تا اینكه وینوویچ توافق كرد كه دستور دهد تا مردانش دستور دهد آشوراده را ترک كنند.

یک سال بعد آقا محمدخان به گیلان حمله کرد ، زیرا حاکم آن هدایت الله باعث تغییر بیعت خود به سلسله زند شد.

هدایت الله سپس دو دیپلمات ، میرزا صادق و آقا صادق لاهیجی را به آقا محمد فرستاد تا صلح برقرار شود. به عنوان احتیاط به شیروان رفت.

دیپلمات ها نتوانستند با آقا محمد خان به شرایط و نتایج مطلوبی برسند، آقا محمدخان به پایتخت گیلان رشت حمله کرد و ثروت های آن را به دست آورد

وی با خوشحالی از پیروزی خود ، برادرش جعفر قلی خان را برای فتح بخش شمالی عراق عراق فرستاد. وی یک ارتش زند را در ری (یا کرج ) شکست داد و پس از آن قزوین را به دست گرفت.

سپس به زنجان راهپیمایی كرد كه او نیز تصرف كرد.

در سال 1783 ، آقا محمدخان تهران را محاصره كرد ،. در طول محاصره ، طاعون در شهر گسترش یافت و پس از آن به اردوگاه ارتش آقا محمدخان در خارج از شهر ، که او مجبور به شکستن محاصره کرد.

اطلاعات مختصر خاندان زند

در سال 1781 ، امپراطوری روسیه که علاقه داشت برای ایجاد مسیر تجارت با ایران به منظور اینکه بتواند با مناطقی در آسیا تجارت کند ، یک سفیر را به سواحل گرگان فرستاد و در آنجا به دنبال تصویب قرار دادی برای این کار شد .

هنگامی که آقا محمدخان امتناع کرد ، وینوویچ نادیده گرفت و به دنبال ایجاد اسکان موقت در جزیره آشوراده رفت . ، آقا محمدخان نتوانست جزیره را بازگرداند. در عوض ، ویوینوویچ و برخی از مردانش را فریب داد تا او را در استرآباد ملاقات كنند

جایی كه آنها به عنوان اسیر نگه داشته شدند تا اینكه وینوویچ توافق كرد كه دستور دهد تا مردانش دستور دهد آشوراده را ترک كنند.

یک سال بعد آقا محمدخان به گیلان حمله کرد ، زیرا حاکم آن هدایت الله باعث تغییر بیعت خود به سلسله زند شد.

هدایت الله سپس دو دیپلمات ، میرزا صادق و آقا صادق لاهیجی را به آقا محمد فرستاد تا صلح برقرار شود. به عنوان احتیاط به شیروان رفت.

دیپلمات ها نتوانستند با آقا محمد خان به شرایط و نتایج مطلوبی برسند، آقا محمدخان به پایتخت گیلان رشت حمله کرد و ثروت های آن را به دست آورد

وی با خوشحالی از پیروزی خود ، برادرش جعفر قلی خان را برای فتح بخش شمالی عراق عراق فرستاد. وی یک ارتش زند را در ری (یا کرج ) شکست داد و پس از آن قزوین را به دست گرفت.

سپس به زنجان راهپیمایی كرد كه او نیز تصرف كرد.

در سال 1783 ، آقا محمدخان تهران را محاصره كرد ،. در طول محاصره ، طاعون در شهر گسترش یافت و پس از آن به اردوگاه ارتش آقا محمدخان در خارج از شهر ، که او مجبور به شکستن محاصره کرد.

جنگ اول با جعفرخان زند

در همین حال ، علی مراد خان گروه دیگری از سربازان زند را آماده کرده بود ، که وی به فرمان پسر عموی خود رستم خان زند به مازندران فرستاد ، که توسط آقا محمدخان شکست خورد. علی مراد خان در 11 فوریه 1785 درگذشت.

وقتی آقا محمدخان از مرگ به قصد دستگیری او وی خبر داد ، به تهران رفت و سعی درتصرف آن داشت.

هنگامی که به شهر رسید ، ساکنان به سرعت دروازه ها را بستند ، و به او گفتند که این دروازه را فقط برای پادشاه ایران باز می کند ، که به گفته آنها جعفرخان زند ، که جانشین علی مرادخان بود.

بنابراین آقا محمدخان ناچار شد جعفرخان را شکست دهد تا به عنوان پادشاه ایران شناخته شود. پس از آن به سرعت به سمت اصفهان حرکت کرد.

جعفر خان مردانی را برای جلوگیری از پیشروی خود به سمت شهر فرستاد ، اما آنها بدون مقاومت در برابر قم عقب نشینی کردند.

جعفر خان سپس ارتش زند حتی بزرگتر را به سمت آقا محمدخان فرستاد که ارتش را در نزدیکی کاشان شکست داد .

جعفر خان سپس به شیراز گریخت. آقا محمد وارد اصفهان شد و فهمید آنچه از گنج زند و حرم جعفر خان مانده توسط نیروهای قاجار ، غارت کردند.

در طول تابستان, آقا محمد خان مرکز فرماندهی خود را برای سفره‌ای خود در عراق ساخت که در آن موفق شد سران بختیاری را تحت تسلط خود درآورد.

سپس عازم تهران شد و یک فرمانده سابق زند زند را برای حکومت برگزید. وقتی به تهران رسید, سرانجام شهر به او تسلیم شد.

در عین حال, افراد او همدان را تسخیر کردند و بسیاری از روسای کرد و ترکی را مجبور کردند تا به حکومت قاجار تسلیم شوند.

در ماه مارس, آقا محمد خان تهران را پایتخت خود ساخت. پس از آن, این شهر دارای جمعیتی15 تا 30 هزار نفر از مردم فقیر نشین بود. به نظر می‌رسد که در طی این دوره, آقا محمد خان خود را پادشاه ایران دانست, گرچه از لقب ” شاه ” پرهیز کرد.

چندی بعد, در حالی که آقا محمد خان در شمال ایران بود, جعفر خان به سرعت به سوی اصفهان رفت و آن را دوباره تسخیر کرد. سپس به سمت شهر همدان و قم اعزام شد. با این حال, او توسط سران قبایل محلی شکست خورد, در میان آن‌ها خسرو خان و محمد اکرم خان خیل. پس از آن جعفر خان به اصفهان رفت.

وقتی آقا محمد خان در مورد تهاجم زند اصفهان و اطراف آن مطلع شد, به سرعت به سوی شهر رفت که جعفر خان بار دیگر به شیراز عقب‌نشینی کرد.

آقا محمد خان سپس جعفر قلی خان را به عنوان فرماندار شهر منصوب کرد.

با این حال, فرماندار زنجان اندکی پس از آن شورش کرد, که آقا محمد خان را مجبور کرد به شمال برود, جایی که شورش اخیر را سرکوب کرد و او را عفو کرد.

حمله دوم به گیلان

آغا محمد خان اکنون باید بر گیلان تمرکز داشته باشد; چرا که هدایت الله خان از زمان حمله مغول به استان هرات به این استان بازگشته بود.

در چشمان آقا محمد خان, کل ساحل دریای‌خزر تحت تهدید هدایت و روس‌ها قرار داشت. آقا محمد خان و مردانش به راحتی توانستند وارد گیلان شوند.

در حالی که او به سمت رشت حرکت می‌کرد, یک حاکم محلی به نام مهدی بیگ خلعتبری و سایر مردم به او ملحق شد.

افزون بر آن, کنسول روسیه در گیلان به هدایت الله با ارائه سلاح به آقا محمد خان خیانت کرد.

هدایت الله خان بار دیگر سعی کرد به شیروان فرار کند, اما توسط مردانی که توسط یک حاکم محلی به نام آقا علی (یا یک حاکم محلی دیگر براساس برخی منابع) فرستاده شده‌بودند, دستگیر شد.

گیلان هم اکنون کاملاً تحت حکومت قاجار بود. علاوه بر فتح گیلان, دومین چیز برای آقا محمد خان, گنج هدایت الله بود.

جنگ دوم با جعفرخان زند و سلطنت

مدتی بعد ، یک حاکم محلی به نام امیر محمد خان ، که با یک حاکم محلی دیگر به نام تقی خان (حاکم یزد ) ، به تازگی جعفر خان را شکست داده و ثروت های بسیاری را به دست گرفت ، به قاجار حمله کرد و به سمت اصفهان حرکت کرد.

جعفر قلی خان ، که هنوز استاندار اصفهان بود ، قبل از اینکه تقی خان بتواند به آن برسد ، شهر را ترک کرد و دومی را شکست.

آغا محمدخان قاجار سپس بار دیگر به سمت جنوب رفت. وی در سال 1788 با جعفر قلی خان در اصفهان آشنا شد و پس از مدتی ، تقی خان را وادار کرد حق حاکمیت قاجار را بپذیرد و پس از آن برخی قبایل قشقایی را که به کوهها گریختند مجازات کرد.

آقا محمد خان, پس از آن, به شیراز نزدیک شد و در آنجا امیدوار بود که جعفر خان را از شهر بیرون کند, که به شدت تقویت شد و محاصره آن برای محاصره بسیار دشوار شد.

جعفر خان در شهر ماند. آغا محمد خان به اصفهان بازگشت و برادرش علی قلی خان را به عنوان فرماندار این شهر منصوب کرد. سپس عازم تهران شد.

جعفر خان، با حضور آقا محمد خان در شمال، ارتش را برای آماده کردن یک حمله دیگر علیه اصفهان و اطراف آن آغاز کرد.

هنگامی که علی قلی از آن یاد گرفت گروهی از افراد قبیله را به قمیشاه، شهری در جنوب اصفهان فرستاد.

با این حال جعفر خان به راحتی آن‌ها را شکست داد. پس از آن علی قلی به کاشان بازگشت. آغا محمد خان، که از این موضوع آگاهی یافته بود، به سرعت به سوی اصفهان رفت و جعفر خان را بار دیگر به شیراز برد.

آغا محمد خان به جای حمله مجدد به شیراز به تهران بازگشت. جعفر خان در ۲۳ ژانویه ۱۷۸۹ به قتل رسید،

که یک جنگ داخلی چهار ماهه بین چندین نفر از خاندان سلطنتی را آغاز کرد که برای جانشینی تاج و تخت جنگیدند. در ماه مه، لطفعلی خان، ، فاتح این جنگ داخلی شد.

همچنین در این دوران بود که آقا محمد خان بر تخت نشست (با این حال هنوز تاجگذاری نکرد) و برادرزاده او بابا خان (که بعدها با نام فتحعلی شاه قاجار شناخته می‌شد) را به عنوان وارث خود انتخاب کرد.

بنابراین ۱۷۸۹ به عنوان آغاز دوران سلطنت او مشخص شد.

سلطنت

حمله اول به شیراز و اختلاف با جعفر قلی خان قاجار
اکنون که سلسله زند دیگر تحت حاکمیت جعفرخان زند نبود ، آغا محمدخان قاجار فرصتی را دید که یکبار برای همیشه شیراز را تصرف کند.

او به سمت شهر حرکت کرد و چون به آن نزدیک شد ، مورد حمله لطفعلی خان قرار گرفت. نبردی در تاریخ 25 ژوئن 1789 انجام شد که با عقب نشینی لطف علیخان به شیراز پایان یافت در حالی که آغا محمدخان به دنبال او رفت و شهر را محاصره کرد.

این محاصره تا 7 سپتامبر به طول انجامید. وی یک اردوگاه راه اندازی کرد و به تهران بازگشت ، جایی که تا پایان نوروز متعاقب آن ماند

در 17 مه 1790 ، آغا محمدخان قاجار بار دیگر به سمت شیراز حرکت کرد. وقتی به فارس رسید ، فرماندار بهبهان اقتدار خود را تصدیق كرد. لطف علی خان بار دیگر برای جلوگیری از پیشرفت آقا محمدخان ، شیراز را ترک کرد ، اما حاکم قاجار به قزوین و اطراف آن عقب نشینی کرد و در آنجا مجبور شد برخی از مشکلات را برطرف کند.

آغا محمدخان بعداً با جعفر قلی خان درگیرشد كه خود را به عنوان بهترین وارث سلسله قاجار می دید.

آقا محمد وی را اعدام كرد

حمله به آذربایجان

در حالی که لطفعلی خان با کرمان مشکلی داشت ، آغا محمدخان قاجار به این ترتیب آزادانه می تواند به آذربایجان توجه کند . وی باباخان را به عنوان فرماندار عراق عجم منصوب كرد و در بهار سال 1791 به سوی آذربایجان حرکت كرد.

او در طارم متوقف شد و به سلیمان خان قویونلو بستگان خود را فرستاد تا تالشی خان را به تصدیق مقام قاجار بسپارد . پس از آن آغا محمدخان به سراب رفت و آنجا سراب خانات را وادار به تسلیم كرد.

سپس به اردبیل رفت و در آنجا خاندان اردبیل را تسلیم کرد و از حرم شهر بازدید کرد. سرانجام به قره داغ رفت حسین قلی دونبولی را به عنوان والی خوی و تبریز منصوب کرد.

فتح فارس

در حالی که آغا محمدخان قاجار آذربایجان را فتح می کرد ، لطف علی خان از این فرصت برای حمله به اصفهان استفاده کرد. با این حال حاجی ابراهیم شیرازی ، فرماندار محبوب شیراز ، از غیبت لطف علی خان از این شهر برای تشکیل کودتا استفاده کرد

در حالی که برادرش محمدحسین شیرازی ، که ژنرال حاکم زند بود ، به همراه بسیاری از نیروهای دیگر متحد صفوف شد. لطف علی خان به شیراز شتافت ، اما وقتی وارد شهر شد ، ساکنان آن از باز کردن دروازه ها خودداری کردند.

او به کوهستان رفت و سپاهی را به اندازه کافی بزرگ کرد که شیراز را تسخیر کند. حاجی ابراهیم سپس عموی خود را به آقا محمدخان فرستاد و از او خواست كه حاكم فارس شود

وقتی آغا محمدخان وارد فارس شد ، حاجی ابراهیم را به عنوان والی کل استان منصوب کرد و یکی از افراد خود را فرستاد تا خانواده لطف علی خان را به تهران ببرد و از اموال خانواده زند بهره ببرد.

علاوه بر این ، وی همچنین به باباخان دستور داد كه پادگان را در نزدیكی شیراز تأسیس كند تا در صورت لزوم برای یاری حاجی ابراهیم آماده شود.

در این میان ، لطف علی خان مردانی را که توسط حاجی ابراهیم فرستاده شده بود شکست داده بود و قلعه کازرون را اسیر کرده بود. وی سپس به حومه شهر خارج از شیراز راهپیمایی کرد

مدتی بعد ، ارتش قاجار از پادگان نزدیك به مردان لطف علی خان حمله كرد و پیروز شد – تا اینكه خود لطف علی خان تصمیم گرفت كه در نبرد شركت كند و ارتش قاجار شكست خورد.

هنگامی که آغا محمدخان از این امر مطلع شد ، وی 7000 اسب سوار را برای تقویت نیروهای حاجی ابراهیم اعزام کرد ، و همچنین به نیروهای بازمانده قاجار از پادگان نزدیک دستور داد که همین کار را انجام دهند.

لطف علی خان اجازه داد تا کمک هاا به شیراز بیایند و انتظار داشتند به محض تقویت نیروهای حاجی ابراهیم ، آنها از شیراز بیرون بیایند و در جنگ علنی شرکت کنند.

او در پیش بینی خود درست بود – نبردی اندکی در غرب شیراز رخ داد ، که لطف علی خان نیروهای متحد حاجی ابراهیم و تقویت های قاجار خود را شکست. این اتفاق در اواخر سال 1791 یا اوایل سال 1792 رخ داد.

اکنون ساکنان شیراز از محاصره بسیار سختی روبرو بوده اند و این که آیا آنها قادر به تحمل خواهند بود جای سوال دارد.

بخش های بزرگی از فارس توسط جنگ ویران می شد و به مدت سه الی چهار سال یک بیماری همه گیر در آن گسترش یافته بود.

. آغا محمدخان قاجار بدین ترتیب ارتش بزرگی را پرورش داد و به فارس راهپیمایی کرد. در 5 ژوئن 1792 ، لطفعلی خان با یك نیروی كوچک از مردان خود یورش شبانه جسورانه به محاصره آقا محمدخان در نزدیكی تخت جمشید انجام داد .

در ابتدا ، به نظر می رسید که این انتخاب به نفع لطف علی خان باشد – او یقین داشت که قاجارها رو به رو شده اند. وی با ابراز خوشحالی از این امر ، به مردان خود اجازه داد تا شب گسترده شوند و استراحت كنند

فقط در شب هنگام فهمیدند كه آغا محمدخان هنوز زمین خود را نگه داشته است. سپس لطف علی خان از طریق نیریز به طبس گریخت.

آغا محمدخان در 21 ژوئیه 1792 در شیر ساکن شد و به مدت یک ماه در آنجا ماند و ماندگاری خود را در باغ وکیل حفظ کرد.

وی قبل از عزیمت به شیراز ، حاجی ابراهیم را به عنوان استاندار فارس منصوب کرد

فتح نهایی آذربایجان

کشور گرجستان برای نخستین بار در اوایل دوره مدرن در سال 1502 ، و تحت حکومت متناوب ایران از سال 1555 ، برای نخستین بار در زیر سلطه ایرانیان قرار داشت ، اما پس از فروپاشی سلسله افشاریان ایران ، مستقل شده است.

برای آغا محمدخان قاجار ، احیای مجدد و مجدداً گرجستان به امپراتوری ایران بخشی از همان روشی بود که شیراز ، اصفهان و تبریز را تحت سلطه او قرار داده بود.

او مانند صفویان و نادر شاه قبل از او ، سرزمینها را متفاوت از مناطق سرزمین اصلی ایران نمی دید. گرجستان استان ایران بود به همان شیوه خراسان .

همانطور که تاریخ کمبریج در ایران بیان می کند ، جدایی دائمی آن غیرقابل تصور بود و باید با همان روشی که مقاومت در برابر تلاش برای جدایی فارس یا گیلان مقاومت می کرد ، مقاومت کرد.

بنابراین طبیعی بود كه آغا محمد خان هر آنچه را كه لازم بود در قفقاز به منظور تسخیر و بازپس گیری مناطق اخیراً از دست رفته به دنبال مرگ نادرشاه و از بین رفتن زندها انجام دهد.

این شامل فروکش کردن آنچه در نگاه ایرانیان به عنوان خیانت از طرف گرجستان دیده می شد بود.

ایرانیان با یافتن فاصله صلح میان نزاع های خود و با تضمین امنیت ایران شمالی ، غربی و مرکزی ، ایرانیان از پادشاه گرجستان هراكلیوس دوم خواستند كه پیمان خود را با روسیه كنار بگذارد و مجدداً پذیرش صلح ایرانی را بپذیرد

در عوض صلح و امنیت. پادشاهی او عثمانی ها ، رقیب همسایه ایران ، برای اولین بار در چهار قرن حقوق ایران را بر سر كارتلی و كاختی به رسمیت شناختند.

سپس هراكلیوس دوم از ، امپراطور كاترین دوم روسیه درخواست كرد ، دست كم به 3000 سربازبه آنها بدهند ،

اما او به او گوش نداد ، و گرجستان را ترک كرد تا تنها تهدید ایران را برطرف كند.

در آگوست 1795 ، آقا محمدخان با ارتش 70 هزار نفری از رود ارس عبور کرد.

این نیرو به سه دسته تقسیم شد: بال چپ در راستای اریوان فرستاده شد ، سمت راست به موازات دریای خزر به موگان در امتداد ارس تحتانی به سمت داغستان و شیروان ، در حالی که شاه به عنوان سرپرست مرکز خود را هدایت می کرد.

آغا محمدخان قاجار به طرف تفلیس حرکت کرد ، با نیمی از ارتش او از رود ارس عبور کرد. برخی تخمین می زنند که ارتش وی به جای 35،000 ، 40،000 نفر داشته باشد.

آنها به مواضع بسیار مستحکم گرجستان هراکلیوس دوم و سلیمان در مرزهای جنوب غربی شهر حمله کردند. هراكلیوس دوم كه توسط تعدادی از اشراف خود رها شده بود ، توانست حدود 5،000 سرباز را بسیج كند ، گرجی ها مقاومت ناامید کننده ای را ارائه دادند و موفق شدند یک سری حملات ایرانی را در تاریخ 9 و 10 سپتامبر به عقب برگردانند. پس از آن گفته می شود که برخی از خائنان به ایرانیان اطلاع دادند که گرجی ها قدرت بیشتری برای جنگ ندارند و ارتش قاجار نقشه خود را لغو کرد.

بازگشت به ایران در اوایل یازده سپتامبر ، آغا محمدخان شخصاً یورش همه جانبه را علیه گرجی ها انجام داد. ایرانیان توانستند از رودخانه کر عبور کنند و از ارتش فاسد شده گرجستان پیشی بگیرند. هراكلیوس دوم تلاش كرد تا ضدحمله را خنثی كند ، اما او مجبور شد به آخرین مواضع موجود در حومه تفلیس عقب نشینی كند.

با طوفان شب ، نیروهای گرجستان خسته و تقریباً نابود شده بودند. . در مدت چند ساعت ، آقا محمدخان در کنترل کنترل کامل پایتخت گرجستان را در دست گرفت.

تاجگذاری

فتح خراسان

آغا محمد خان اکنون روی خراسان متمرکز شده بود ، که تحت حکومت شاهرخ, شاه نادرشاه بود .

آقا محمد شاه ابتدا به سمت استرآباد راهپیمایی کرد و ترکمنهایی را که قصد ربودن شهر و اطراف آن را داشتند ، مجازات کرد. وی سپس حرکت به سمت مشهد را ادامه داد ، جایی که روسای محلی که از این امر می دانستند مقاومت در برابراو امیدی ندارند ، به سرعت حکومت وی ​​را تصدیق کردند.

هنگامی که آقا محمد شاه به مشهد رسید ، شاهرخ به همراه مجتهدی برجسته به نام میرزا مهدی به اردوگاه قاجار رفت. آنها در آنجا به گرمی توسط خواهرزاده آقا محمد شاه حسین قلی خان پذیرایی شدند.

اندکی پس از آن ، آقا محمد شاه نیرویی از 8000 سرباز را به دست سلیمان خان قاجار و به دنبال آن میرزا مهدی فرستاد تا مشهد را فتح کند

شکنجه شاهرخ شاه

شاهرخ را مجبور كرد كه ثروتهایی را كه در اصل متعلق به نادر شاه بود به او عطا كند. شاهرخ قسم خورد که دیگر از ثروت های نادرشاه برخوردار نیست. آغا محمد شاه ، بی رحمانه و انتقامجو و با تمایل به گنج ، او را باور نکرد.

وی شاهرخ شاه را به شدت شکنجه کرد تا اعتراف کند مکانهای پنهان آخرین سنگهای قیمتی که از پدربزرگش برای او گذشته بود. را بگوید شاهرخ اما از صحبت خودداری کرد.

آغا محمد شاه قاجار شخصاً درگیر شکنجه ها بود و در یک مناسبت شاهرخ را به صندلی گره زده بود ، سرش تراشیده و تاج خمیری ضخیم بر روی سر او ساخته شده بود. سپس یک کوزه سرب مذاب را درون تاج ریخت.

تعدادی از خادمان شاهرخ ، که برای سلطنت قبلی خود با بدبختی روبرو شدند ، روحانی تحسین شده ای از شهر را فرستادند تا برای حمایت از شاهرخ ، درخواست عاطفی به آقا محمد شاه دهند و شاهرخ به همراه خانواده خود به مازندران اعزام شود.

شاهرخ به دلیل جراحات وارده در هنگام شکنجه ، در دامغان درگذشت.

ادامه سلطنت

آقا محمدخان ایران را به وحدتی که از زمان کریمخان تاکنون نداشت بازگرداند. وی دوباره قلمرو ایران معاصر و منطقه قفقاز را که سه قرن بخشی از ایران بوده است ، دوباره به هم پیوست.

با این حال ، او مردی از خشونت شدید بود که تقریباً همه کسانی را که می توانست قدرت را تهدید کند ، به قتل رساند ، صفتی که وی در چندین کارزار خود نشان داد.

یک سال پس از آنكه آقا محمدخان قفقاز را مجدداً تسلیم كرد ، خراسان را نیز به اسارت گرفت. شاهروخ ، حاکم خراسان و نوه نادر شاه ، به اعدام شکنجه شد زیرا آقا محمدخان فکر می کرد از گنج های افسانه ای نادر خبر دارد.

در سال 1778 ، آقا محمدخان سرمایه خود را از ساری در استان خود مازندران به تهران منتقل کرد. او نخستین حاکم ایرانی بود که تهران را به جانشینی شهر بزرگ ری ری پایتخت ساخت ، اگرچه هم صفویان و هم زندها شهر را گسترش داده و کاخ هایی در آنجا بنا کردند.

یكی از مهمترین دلایلی كه برای نقل و انتقال پایتخت از جنوب به آن اشاره شد ، عدم نزدیك بودن مرزهای آذربایجان و ایران به قفقاز در قفقاز شمالی و قفقاز جنوبی بود ، در آن زمان هنوز به روسیه امپراطوری واگذار نشده بودند

سرنوشت آنها در دوره قرن نوزدهم وی رسماً در سال 1796 تاج گذاری شد و سلسله قاجار را تأسیس کرد.

اما آغا محمدخان قاجار با موفقیت نفوذ ایران را در قفقاز گسترش داد و مجدداً حاكمیت ایران را بر وسرزمین های قبلی خود در منطقه بازگرداند.

با این حال ، او یک حاکم بسیار ظالم بود ، تفلیس را به خاکستر تبدیل کرد ، در حالی که قتل عام می کرد و جمعیت مسیحیان خود را به قتل می رساند ،

همان کاری که با مسیحیان خود انجام داده بود. او قدرت خود را بر همانند چنگیز خان ، تیمور و نادر شاه بنا نهاد.

ترور

سلطنت موفق آقا محمد کوتاه مدت بود ، زیرا در سال 1797 در چادر خود در شهر شوشا ، پایتخت خانقاه قره باغ ، سه روز پس از به دست گرفتن این شهر ترور شد ،

برادرزاده اش ، که تاجگذاری وی با عنوان فتحعلی شاه قاجار بود ، جانشین وی شد.

سوال و جواب

از سال 1782 تا 1797

آسیه خانم و گلبخت خانم

به خاطر اخته شدن در نوجوانی او فرزندی نداشت.

محمدحسن خان قاجار و جیران خانم

یکشنبه ۲۷ خرداد ۱۱۲۱

پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۱۷۶ 

نجف اشرف در عراق

15 سال سلطنت

بازدیدها: 3

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.