بچه های دیروز

0

سلام بچه های دیروز

بیشتر تصاویر زیر مربوط به ایران نیست اما نشان دهنده فرهنگ نزدیک مردم و بازی ها و فرهنگ هایی مثل هم هست

یادش بخیر تابستان که می شد حداقل برای خودم که از شر مدرسه راحت می شدم از صبح تا شب می رفتیم تو کوچه و با دوستانمان بازی می کردیم.

بعضی از بچه ها تجدید می شدند و باید از یه تاریخی به بعد سر کلاس جبرانی می رفتند سر کلاس درس و شهریور یا امتحان می دادند و قبول شهریور می شدند یا رفوزه می شدند و سال بعد هم همان درس و همان پایه را تکرار می کردند.

البته پسر و دختر نداشت همه لی لی بازی می کردند اما من خودم دیدم که دختر بچه ها بیشتر این بازی را انجام می دادند .

بازی ها ساده بودند .یا خرجی و زحمتی برای خانواده داشتند یا اگر داشتند اندک و قابل چشم پوشی بود.

همین لی لی یک کوچه با پوشش متفاوت از خاک گرفته تا اسفالت و سیمان یک زغال یا گچ چند نفر مشتاق بازی و یک سنگ کوچک برای انجام بازی لازم داشت.

بازی قدیمی بچه های دیروز - لی لی
لی لی قدیمی

شاید یک خودکار فشاری (فنری یا هرچیزی که اسم واقعی این خودکار هست) وسیله ای می تونست باشه که باعث وقت گذرانی و سرگرمی بچه های دیروز در مدرسه باشه

سرگرمی بچه های دیروز
سرگرمی قدیمی

یا زمانی که معلم نمی آمد و مجبور بودیم که تا خوردن زنگ تفریح کلاس را تحمل کنیم و پشت نیمکت های چوبی بشینیم. اروم و بی صدا طبل زدن با نیمکت می توانست گوشه ای از سرگرمی ما باشد.

سرگرمی بچه های دیروز
سرگرمی بچه های دیروز

زمانی که کلاس می رفتیم از هر وسیله ای برای بازی و شلوغ کاری استفاده می کردیم.

فرق نداشت یک مچاله کاغذ بود که با ضربه انگشت اشاره پرت می شد- یا مثل تنیس و پینگ پونگ با ضربه کتاب

تابستان که شروع می شد کولری در کار نبود خیلی از مردم چه بسا حتی پنکه هم نداشتند. ولی آنهایی که داشتند. معمولا پنکه سرگرمی دلهره آور خانواده ها بود

سرگرمی از آنجایی که بچه ها کنارش می ایستادند و می گفتند ااااااا پره های کولر هم می چرخید صدا را یه جور دیگه ای می کرد.

حالا دلهره پنکه چی بود- دقیقا دلهره همان پره های پنکه بود که در حال چرخیدن بود .

بعضی بچه ها محافظ پنکه را بر می داشتند- بعضی پنکه ها اصلا محافظی نداشتند برخی بچه های دیروز هم پر رو بودند و دست و انگشت خودشان را داخل پنکه می کردند.

والدین هم ترس قطع انگشت بچه ها را همیشه داشتند.

سرگرمی بچه های دیروز
پنکه های قدیمی

بچه هایی که مدرسه رفته بودند و درس علوم را خوانده بودند با پدیده القا و الکتریسیته ساکن آشنا بودند یکی از درس هایی این کتاب کار در کلاس بود.

بچه ها ی دیروز خیلی ها آزمایش شانه پلاستیکی وقتی به موها و یا پارچه پشمی می خورد را انجام داده اند و به کوچکتر ها هم یاد داده بودند.

این خود یکی از تفریحات سالم بچه ها بود.

الکتریسیته ساکن- بچه های دیروز
سرگرمی قدیمی

یا درسی در علوم تجربی در برای ما بچه های دیروز وجود داشت که با استفاده از یک نخ دو قوطی خالی را به هم می بستند.

و مثل تلفن اونها را به هم ارتباط می دادند . الو الو می کردند .

این هم یکب از تفریحات یا سرگرمی های آن زمان بود.

سرگرمی بچه های دیروز
سرگرمی قدیمی

آپارتمان نشینی مثل الان نبود که همه شهرنشین و آپارتمان نشین باشند.

هرکس خونه ای ویلایی داشت یا مال خودش یا اجاره ای

یا تنها خودش توش زندگی می کرد یا همراه با چند خانواده دیگه مثل برادر خواهر و فامیل و پدر و مادر.

این منازل حیاط داشتند و چوب و بشکه و وسایلی پیدا می شدند که بچه ها را سرگرم کنند و بتوانند یک الاکلنگ بسازند. و با اون بازی کنند.

بچه های دیروز
باز یهای قدیمی

یا لاستیک و چرخ های موتور یا دوچرخه که با یک چوب با اون ها بچه های دیروز بازی کنند.

سرگرمی بچه های دیروز
بازی های قدیمی

تیله های رنگی قشنگ از جمله اسباب بازی هایی بودند که در رده سنی مختلف بچه های دیروز را دور هم جمع می کردند.

و روش های مختلفی برای بازی با این تیله ها وجود داشت که الان زیاد اسمشان را بیاد ندارم.

سرگرمی بچه های دیروز
تیله های نوستالژیک

ساخت بادبادک با روزنامه یا برگه های باطله و حصیر و نخ و ساخت گوشواره برای این بادبادک ها

و پرواز این بادبادک ها در روزهایی که جریان مناسب باد برقرار بود لذت زیادی داشت چون محصول دست خود بچه ها بود.

بادبادک های بچه های دیروز
بادبادک های قدیمی

فوتبال و گل کوچیک برای پسرها یکی از بازی هایی بود که کمتر از آن چشم پوشی می کردند یک توپ پلاستیکی آبی رنگ یا آنهایی که داشتند

یک توپ چهل تیکه دو جفت سنگ برای دو تا دروازه و پسران دیروزی برای یک فوتبال در کوچه های خاکی کافی بود تا شاد باشند و دور هم جمع بشوند.

اما چند تا مشکل داشت.

یکیش سرو صدای بعضی بچه ها که وقتی شور بازی می گرفتشون هی جیغ می زدند و سروصدای زیادی درست می کردند و منزلی که در نزدیکی آنها قرار داشت دیوانه می شد.

دوم کوچه خاکی که با بازی بچه ها گرد و خاک بلند می شد و باز هم منزلی که آنجا بازی می کردند اینبار واقعا خاک تو سر می شد.

سوم توپی که در و دیوار همون منزل اطراف می خورد. و بدتر از اون توپی که شوت می شد می رفت و می رفت می خورد به شیشه و شیشه می شکست.

صاحب خونه می آمد بیرون برید دم در خونه خودتون – برید دم در خونه پدرتون و احتمالا یکی از بچه ها رو می گرفت البته گوششو می برد دم در خونه شون و ادامه ماجرا

خوب کار به جاهای باریک کشیده شده بود باید یک مدت فوتبال را کنار می گذاشتند تا آب از آسیاب بیفته و یه جوری دل صاحب خانه را بدست می آوردند و باز هم پروسه تکرار می شد.

بچه های دیروز
گل کوچیک نوستالژیک

زمانی هم که بچه ها مدرسه می رفتند بین زنگ ها یا زنگ آخر معمولا می افتادند به جان تخته سیاه و با گچ های باقی مانده نقاشی و نوشته و بچه پر رو ها چیزهای مبتذل و فحش می نوشتند.

تخته سیاه
تخته سیاه قدیمی

قایم موشک – قایم باشک یا هرچیز دیگری که شما می گفتید یکی دیگر از بازی های سرگرم کننده بچه های دیروز بود

یکی چشم می گذاشت و می شمرد و بچه ها قایم می شدند و باید می رفت پیدایشان می کرد.

بازی قدیمی بچه های دیروز
قایم موشک – قایم باشک

اما بودند بسیاری از بچه ها که کمتر بازی می کردند یا کشاورزی داشتند و تابستان به کمک خانواده می رفتند .

و دائما در باغ و زمین کشاورزی بودند.

بعضی همیا از روی احتیاج یا آینده نگری تابستان ها می فرستادند کاری – حرفه ای را یاد بگیرند

به نظرم بچه هایی که رفتند کاری یاد گرفتند و باز هم تکرار می کنند اگر یاد گرفتند درست هست که کمتر بازی کردند یا کودکی

اما وقتی بزرگ شدند سود بردند چون خیلی ها از راه درس خواندن برخلاف آن چیزی که بسیاری از مردم تصور داشتند عاقبت به خیر نشدند و بیکار ماندند

این بچه ها جلو افتادند .

بچه های دیروز
تابستان نوستالژیک

چوب سنگ خاک یا هرچیز ابتدایی و چند تا ماشین فقط نیاز بود تا بچه ها برای خودشان در حیاط منزل یا بیرون از خانه – وسایل بازی و حیاط و پارکینگ و غیره بسازند.

بازی هیا قدیمی
باز ی قدیمی

بچه هایی که دسترسی به رودخانه و آب داشتند می توانستند قایق بسازند و در کنار آب و طبیعت خوش باشند.

قایق کاغذی
قایق اسباب بازی

بازی ها ساده بودند می تونست فقط دست و پای خدادادی در آنها سهم داشتند باشند و پرش و … باشد مثل بازی زیر

بازی قدیمی
باری قدیمی

یا بازی با موشک های کاغذی با هنر کاغذ و تا

خیلی وقت است که موشکی در دست بچه ها ندیدم

موشک کاغذی
موشک کاغذی

یا با استفاده از یک نخ یا طناب برای این بازی و پرش از روی آن

بچه های دیروز
بازی قدیمی

یا بازی عمو زنجیرباف معروف که بسیاری از بچه ها بازی می کردند و لذتش را هم می بردند.

بچه های دیروز
عمو زنجیر باف

بازی با تفنگ های اب پاس اون زمان خیلی مد بود و بچه ها دوست داشتند.

خیلی از پسرها داشتند.

بازی قدیمی
تفنگ آب پاش – بازی قدیمی

بسیاری از منازل اون زمان مرغ و جوجه داشتند- بازی با مرغ و خروس و دان دادن به آنها و از همه قشنگتر انتظار برای اینکه جوجه کوچولوهای رنگی از تخم در بیان

و دلهره این که تو آب نیفتند و زنده بمونن و گربه روی دیوار هم نیاد با خودش ببرتشون خیلی جالب و قشنگ بود.

گاهی بعضی از این جوجه ها در گذر زمان اینقدر دستی و اهلی تر می شدند که همیشه دنبال بچه ها بودند.

می آمدند بغلشان و می شد محبت را در وجودشان احساس کرد.

جوجه
جوجه

یکی دیگه از بازی هایی که قبلا بچه ها تو کوچه یا راه مدرسه بازی می کردند تصویر زیر بود

بچه یا بچه هایی به حالت خم شده قرار می گرفتند و دیگران هم سعی می کردند که از روی اون ها بپرند و در نهایت اون ها هم همونطور وایسند و دیگران از روی آنها بپرند.

یکی از بچه ها اسم فارسی این بازی را جفتک چارکش گفتند ما بچه بودیم کوشان می گفتیم.

بازی قدیمی
بازی قدیمی

چند تا سنگ می خواست و چند تا بچه برای بازی زمین خاکی هم زیاد بود.

به این ترتیب بچه ها خودشون یک بازی می ساختند بنام دوز که ما بهش چوزان می گفتیم.

بچه ها با قرار دادنسنگ ها در باید اون ها را در یک خط قرار می دادند تا برنده شوند و طرف مقابل در حالی که باید نقشه حریف را نقش برآب می کرد باید خود هم به فکر اینکار می افتاد.

دوز
بازی قدیمی دوز

قدیم ها با تمام کمبودها و نداری های اکثر بچه ها – یک چیز خوبی که داشت فرهنگ کتاب بود بچه ها اکثرا کتاب می خواندند یا اگر چنین توانایی نداشتند برایشان می خوانند.

و غرق در داستان نتیجه اخلاقی آن بودند.

کسایی که می توانستند کتاب میخریدند

کسانی که نمیتوانستند عضو کتابخانه می شدند و در مدرسه هم کتاب بین بچه ها به صورت امانت توزیع می شد

فرهنگ کتاب بچه ها
کتابخوانی بچه ها

بچه ها زیاد بودند معمولا هم طنابی چیزی پیدا می شد که بچه های دیروز بتوانند با آن طناب کشی انجام بدن و به زور خودشون افتخار کنند.

طناب کشی
طناب کشی

معمولا پسر بچه ها پررو و شیطان بودند.

تو جیب خیلیاشون را اگر می گشتید علاوه بر کلی عکس آدامس و تیله یه تیرکمان پیدا می شد

که از صبح تا شب در حال پرنده آزاری – مردم آزاری گربه آزاری . غیره آزاری بودند.

گاهی هم شیشه مردم رو می شکستند که باید یه چند روز تو افق محو می شدند.

تیرکمان
تیرکمان قدیمی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.