کوچه نشینی

0
کوچه نشینی
کوچه نشینی

کوچه نشینی – چیزی که شاید بسیاری از شماهایی که به هر شکل این متن را می خوانید با آن موافق نباشید.

قدیم ها یک عادتی در بسیاری از شهر ها و روستاها وجود داشت که برای خود کسانی که آن کار را انجام می دادند. شیرین بود ولی برای بقیه مردم این کار نوعی مزاحمت به شمار می رفت و می رود.

کوچه نشینی

قدیم تر ها که زنان و دختران کمتر در جامعه حضور داشتند. و بیشتر خانه داری می کردند  برای گذران وقت و ارتباط با همسایگان می آمدند وگوشه ای از کوچه و چه بسا در گروه های مختلف در کوچه دور هم می نشستند .

و کوچه نشینی می کردند.

با هم گفتگو می کردند. سبزی چیزی می خریدند . احیانا غیبتی می کردند .هنرهای خود را به رخ هم می کشیدند و شاید هم از مشکلات زندگی خود با دیگران دردو دل می کردند.

تقریبا هیچ چیز و هیچ کسی نمیتوانست از آن کوچه یا محل عبور کند. که زیر نظر آنها نباشند و از گوشه چادر یا مستقیم چپ چپ نگاهش نکنند. و بعد از عبور شخص از کنار آن  بحصی درباره آن شروع نکنند.

خوشبختانه در سال های اخیر کوچه نشینی  از بین رفته ولی در بسیاری از شهرهای کوچک و محلات قدیمی تر این شیوه  کنار هم قرار گرفتن هنوز هم وجود دارد.

تا همین چند سال قبل فکر می کردم که کوچه نشینی از بین رفته است و دیگر با ورود خانم ها به اجتماع نسبت به گذشته . بیشتر به ورزش و  با هم بودن در پارک ها  و.. روی آورده اند.

چند سال قبل به منزل یکی از آشنایان رفتیم. و چند روزی مهمان آنها بودیم.

کوچه آنها باریک بود طوری که یک ماشین اگر می خواست به پارکینگ برود یا خارج شود باید مانعی در جلوی آن در سمت مقابل حضور نمیداشت.

همین که به کوچه رسیدیم با دسته ای از زنان در حدود 10 تا 15 نفر مواجهه شدیم. که با ورود ما مدام شروع به خیره شدن و نگاههای دزدکی و گاها زل زدن به ما کردند. بهر شکل از میان نیم دایره آنها گذشتیم.

چند روزی که آنجا بودم دیدم مثلا اگر مهمانی بیاید و دری خانه ای  را بزند و درب را باز نکنند

این زنان  لب به سخن می گشایند که فلانی خانه نیست از صبح با پسرش رفته بیرون  و فکر نکنم  تا شب برگرده چون پریروز هم همینطور بود.

گاهی هم از آنجا رد می شدیم می دیدم سبزی  پاک کردن هم داخل کوچه آورده اند دقیقا در آن کوچه بی صاحب باریک نیم دایره ای درست کرده اند و دارند پاک می کنند

آدم غریبه  در نهایت پررویی باید از میان آنها و بچه هایشان می گذشت.

قبلا زنان کوچه نشینی بیشتر عصرها  از ساعت 5 و 6 بیرون می آمدند زمانی که هوا خنک می شد و باید روزگار طولانی را پشت سر می گذاشتند و بیشتر بهار و تابستان بود.

اما این جماعت از روزهای اول بهار تا اواسط پاییز در کوچه می نشستند در سه شیففت

شیفت اول 9 تا 1 شیفت دوم که همیشگی و پایه بود از ساعت 5 و 6 عصر تا 9و ده شب و شیفت سوم که دقیقا  برابر بود با همان زمان ورود ما به منزل فامیل  تیر و مرداد بود.

شام را بدو بدو می خوردند. و از ساعت 10 تا ساعت 2-2:30 دقیقه در کنار هم در کوچه می نشستند. و کوچه نشینی می کردند

و بچه ها در کنار آنها  بازی می کردند گاها ساعت 11 -12 شب زنگ در خانه ها را می زدند و فرار می کردند .

برای کسی که باید زود می خوابید یا فردا سرکار می رفت عذابی بود که تا ساعت 2 و 3 شب صدای زنان را به وضوح در آرامی شب بشنود یا صدای بازی بچه ها و زنگ زدن آنها را.

معمولا ساعاتی که بیرون می آمدند که اوج آن بعداظهر و عصر تا انتهای شب بود.

یک خانمی می آمد  دم در را آب می پاشید. جارو می کرد یک تیکه ای از موکتی صندلی چیزی بر می داشت و خودش  روی آن می نشست.

 دقیقا مثل  تیکه ای بزرگ از چوب یا مانعی که در مسیر گذر آب می افتاد و تکه های کوچکتر و شاخ و برگ درختان دیگر را دور خود جمع می کرد و سدی درست می کرد.

رفته رفته تعداد زنان بیشتر می شد گاهی  پنج شش نفر گاهی دو رقمی – با دوستم به دیدن محل رفتیم . تقریبا همه جا همانطور دیده می شد . و  هرکس قلمرو خود را داشت.

تا اینکه از محدوده سنتی خارج می شدیم در حالی که فاصله زیادی نداشت خبری از کوچه نشینی نبود.

شب ها کار زمانی بدتر می شد که برخی از مردها از ساعت 9 به بعد هم در کوچه جمع می شدند و آنها هم شروع به کوچه نشینی می کردند.

دسته جمعی  در کنار هم سیگار و قلیان می کشیدند و چون گروهی به مصرف دخانیات روی می آوردند .

منازلی که نزدیک آنها بود باید نه تنها فاتحه آرامش شب  را می خواندند و عبور و مرور  راحتی هم نداشتند بلکه باید با هوای پاک هم به شکلی خداحافظی می کردند.

شاید از 100 درصد زنان کوچه چیزی حدود 40 درصد این عادت را داشتند که شب ها مردان خود را هم به آن اضافه می کردند.

آنها قانون مخصوص به خود داشتند. اگر زنگ در خانه تو را می زدند که  ما در کوچه نشسته ایم  و بیا بیرون و نمی رفتی در کنارشان زمانت را بگذرانی یا با جامعه کوچک آنها همراهی نمی کردی می گفتند که  خودش را می گیرد – مردم دار یا اجتماعی نیست.

 چیزی که برای من جالب بود کوچه و خیابان های آن نگهبان شب داشت . فکر نمی کنم با وجود این زنان نگهبان شبی لازم باشد.

یکی از کوچه ها که معتاد این کوچه نشینی بودند و برایشان جا افتاده بود که مشکلاتی برای مردم به وجود می آوردند

و از طرفی هم  ترک این عادت برای آنها میسر نبود . کمتر به کوچه می آمدند و چون همدیگر ا می شناختند هر روز توی حیاط یکی از منازل دور هم جمع می شدند.

به نظرم این عادت ناپسند است که از صبح تا شب در کوچه بنشینی و دیگران را تحت نظر بگیری

گاهی متاسفانه برای خروج  با باز کردن در متوجه گروهی از زنان نشسته می شدی که بعضی وقت ها با باز شدن در کسی که به درب منزل تکیه  داده بود می افتاد توی خانه طرف .

گاهی باید از روی شانه های آنها و باید خودتو مثل گربه می کردی که از بین آنها رد بشی و به تن و بدن آنها نخوری. که شری برایت درست نکنند

جرات این را نداشتید که یک کیلو میوه بخری آنقدر نگاه می کردند که بفهمند داخل آن کیسه چی هست.

زنان کوچه نشین راحت متوجه می شدند که مثلا دو تاش لکه داره و فلانی میوه درجه دو خریده- و دوای درد آن گذاشتن میوه در نایلون مشکی بود که الان تولید نمیشود  تا در خماری بمانند.

کاش آنها که  به بهانه گذران وقت و کوچه نشینی جز غیبت و تحت نظر قرار دادن مردم کاری نمی کنند.

از آنها سوالی شود و مثل خودشان در زندگی آنها سرکی کشید که خدایی شام و نهار چه می خورید؟ مهمان ندارید؟

اگر بیرون نیامدن و کنار شما نشستن در کوچه زن های دیگر را نشانی از مردمی نبودن آنها می دانید خدایی زخم بستر نگرفتید از اینکه  ساعت ها در یک جا بنشینید؟

همانطور که یکجا نشینی پسران و مردان در کوچه (قدیم خاطرتون هست پسرهای علاف و بیکار تسبیح به دست سر کوچه ها ولو می شدند ؟ و ورود و خروج دیگران را تحت نظر داشتند  و با غریبه ها  دعوا راه می انداختند و الان به پاساژگردی روی  آورده اند؟)

برای خانم ها و زنان ممکن است مزاحمتی درست کنند یکجا نشینی و کوچه نشینی زنان در کوچه هم مشکلاتی برای مردان و پسران و حتی خانمها به وجود می آورد تا جایی که طرف روش نمی شود جز در مواقع لازم چند بار از کوچه رد بشود.

وقتی از کوچه رد می شدی  مخصوصا زن های بزرگتر اینقدر نگاهت می کردند که باید هربار سلامشان می کردی مهم نبود که تو غریبه ای یا آشنا.

یک روز که آنجا بودم یک خانواده که هردو کارمند بودند. و خانه آنها سر کوچه بود. نصاب آورده بودند که دو دوربین مدار بسته در حریم خانه آنها نصب کنند .

چون طول روز در منزل نبودند و خانه آنها از دو طرف به کوچه راه داشت.

زنان و مردان همسایه رفتند در حد دعوا به مجادله با آنها پرداختند که چرا دوربین نصب می کنی. زنان و دختران ما در کوچه هستند. و نباید دوربین نصب کنی و…

مردانی که  زنانشان تا ساعت 2 شب در کوچه مشغول گپ زدند بودند  چیزی به آنها نمی گفتند.

خلاصه  بعد از دعوا آن مرد دوربین ها را کار گذاشت ولی من خندیدم با خودم که این همه دوربین کوچه نشینی که در اینجاست چرا خودت را به خرج انداختی (شوخی)

تا دیروز که بعد از مدت ها به آن محل رفتتم آن آشنا مسرور بود که خانه اش را فروخته و دارد از آن کوچه می رود.

در راه پیرمرد انتهای کوچه را می دیدیم که در کوچه راه می رفت. و خم میشد چیزهایی بر می داشت و با خود حمل می کرد از فامیل پرسیدم که چکار میکنه گفت  آشغال هایی که  بچه ها در کوچه می ریزند و مادران آنها جمع نمی کنند را دانه به دانه خم می شود جمع می کند و  درون سطل آشغال سر کوچه می ریزد.

پیرمرد در حالی که تقریبا  قامتش خم شده بود. و به کمک عصا راه می رفت هی با خودش حرف میزد. البته فحش می داد به زنان کوچه نشینی که بخش بزرگی از فضای کوچه راه به خود اختصاص داده اند و نمیگذراند که مردها و پسرها بدون درد سر از آنجا رد بشوند. و فحش می داد  به مردهای آنها که زنانشان تا …. آدم رو نگاه می کنند.

در آخر :

کوچه نشینی – چیزی  که می توانست در زمان خودش یک عادت خوب برای یک ارتباط باشد.

یک  هواخوری و اینکه چیزهایی جدیدی از هم یاد بگیرند. از حال هم با خبر باشند- با هم درد دل کنند.

متاسفانه به یک عادت اشتباه تبدیل شد .

زمانی که خانم ها تفریح چندانی نداشتند  می توانستند از حال هم با خبر شوند

اما افراط در  زیاده نشینی در کوچه نشینی و قائل شدن حق  به صورت افراطی برای خود باعث شده که به یک جمع تبدیل شود که علاوه بر چیزهای خوب جایی باشد

که در آن غیبت – دخالت در کار همسایه نظیر تعداد رفت و امد – نوع پوشش – نوع مهمان – نوع هیکل که می فهمیدند که دختر یا عروس همسایه آبستن است  یا شکم گنده کرده

دعوای بین آنها -تعداد و نحوه خرید روزانه منازل – مشکلات در رفت و آمد سریع و بی دردسر همسایه ها  مخصوصا ماشین ها  موج می زند.

و سبب آزار دیگران می شود.این یکی از چیزهایی است که خوشحال هستم در حال کمرنگ شدن و از بین رفتن است آن زمان قدیم ها هم علاوه بر گذران روزگار سبب دخالت  میشد.

نظر شما محترم است و درج هر نظری در کمال آرامش و رعایت ادب در مورد کوچه نشینی بدون منع است.

منبع

تصویر

f]i ihd ndv,c – ;,]i kadkd – vsl rndld- کوچه نشینی – بچه های دیروز

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.