بچه های دیروز سایتی برای جمع شدن و تجدید خاطره های نوستالژیک بچه‌های دیروز ایران در دهه ۶۰‍ و ۵۰ و ماقبل می باشد. شما هم به جمع ما بپیوندید

امن ترین بانک دنیا

0
http://s8.picofile.com/file/8277024400/%D8%A7%D9%85%D9%86_%D8%AA%D8%B1%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9_%D8%AF%D9%86%DB%8C%D8%A7.jpg

شاید این پنجشنبه بیش از هر پنجشنبه ی دیگر دلتنگ مادر بزرگ باشم
مادر بزرگی که موسس بزرگترین بانک اسلامی بدون بهره بود بانکی که یا در جورابش بود یا در خورجین کوچک دست بافش، که این روزها دیگر نه از ان بانک محبت آمیز خبری هست و نه از مادر بزرگ و لبخندهای مهربانش
هر دو در صفحات زمان و دنیای مدرنیته گم شده اند
تسهیلات بانکی مادر بزرگ بدون هیچ پارتی بازی ای به همه می رسید از نوه های پسری تا دختری
نه رانتی در کار مادر بزرگ بود و نه رابطه بازی ای،عدالت و مساواتش حرف نداشت هر کسی سهمش را از مادر بزرگ می گرفت همان سهمی که عموها و عمه ها به او می دادند و او انها را جمع می کرد تا موقع ای که به خانه اش می رویم به ما بدهد
که البته گاهی هم مادر بزرگ آنها را تبدیل به خوراکی های خوشمزه یا تنقلات می کرد تا در روزهای سرد زمستان و شب های یلدا و…. به خورد ما بدهد
یادش بخیر زمستان ها وقتی به خانه اش می رفتیم همیشه کرسیش برقرار بود
و
کاسه چینی گل سرخش را که پر از توت خشک، برگه هلو،کشمش و…بود را روی کرسی می گذاشت و ما هم آرام آرام از آن می خوردیم و مادربزرگ هم برای مان قصه می گفت
،قصه ی شنگول و منگول و حبه قند انگور،قصه کدو تنبل،قصه غول جادو و……
دلم برای خانه مادر بزرگ، برای قل قل سماورش که به عشق ما قل قل می کرد،برای بو عطر بهار نارنج چایش،برای تسبیح و جانمازش و… تنگ شده است
دیگر هیچ عطری برایم خوش بو و معطر نیست مگر عطر بوی پیراهن گلگلی مادر بزرگ

"تقدیم به روح همه ی مادر بزرگانی که دیگر در میان ما نیستند و از فرش به عرش اعلی پرواز نمودند.

ارسال شده از طرف محمد سابوته

ارسال یک پاسخ