تخته سیاه قدیمی

تخته سیاه قدیمی
تخته سیاه قدیمی

تخته سیاه قدیمی در مدارس دهه 70 و 60 و ماقبل هم داستان خودش را داشت و بسیاری از بچه های دیروز را به زحمت می انداخت. برای نوشتن روی تخته از گچ استفاده می شد.

خاطرات تخته سیاه قدیمی مدارس

تخته سیاه قدیمیلزوما سیاه نبود احتمال داشت این تخته سبز پر رنگ می بود و بچه ها تخته سیاه صدایش می کردند.

برای پاک کردن تخته از تخته پاک کن های نمدی که با استفاده از چوب و نمک ساخته شده بود کمک گرفته می شد.

مشکل اولی که بسیاری از بچه ها مخصوصا در دوران ابتدایی داشتند ارتفاع تخته بود. تخته به صورت ثابت از سال ها قبل بر روی دیوار جا خوش کرده بود و قابل جابجا نبود. اگر هم بود این کار را نمی کردند.

یک سکوی موزائیکی هم اکثر کلاس ها کنار تخته داشت که باعث می شد تخته بالاتر نصب شود و دست بچه ها به آن برسد با این کار قسمت های آخر کلاس هم قادر به دیدن تخته بودند.

تخته سیاه قدیمی کلاس واقعا گاهی سیاه بود و جنسش از چوب بود. گاهی اوقات این چوب به هر شکل خراب میشد موقع نوشتن یا پاک کردن با تخته پاک کن نمدی باعث میشد نمد به آن بچسبد و پاره شود.

گاهی به خاطر جادار نبودن و کوچک بودن تخته معلم مجبور می شد روی حاشیه یا قاب تخته بنویسد.

از مشکلات بعدی که با این تخته داشتیم مخصوصا بچه هایی که در انتهای کلاس بودن این بود که نوشته های قسمت پایین تخته را نمی توانستند ببینند چون که سر و شانه بچه های جلویی مانع دیدن می شد.

یا معلم خطش به هر شکل بود یا آنقدر کوچک می نوشت که قابل تشخیص نبود.

که باعث می شد بچه ها به هم بگویند فلانی یکم سرت را بیار کنار یا بلند شوند و …

مبصر کلاس روی تخته سیاه اسم بچه ها را می نوشت. معمولا به ندرت اسم بچه های ساکت را می نوشت .

اما بچه پر رو ها همیشه اسمشان روی تخته سیاه قدیمی بود. هر چقدر پررو تر هم می شدند جلوی اسمشان ضربدر می زدند.

البته اکثر مبصرها با آمدن مدیر و معاون یا معلم آنها را پاک می کردند و به نوعی وسیله ای بود برای تهدید که اگر ساکت نشوی نامه اعمالت را دست ناظم می دهم.

گاهی معلم ناغافل می آمد و امکان پاک کردن نداشتند یا مبصر کلاس اسم شلوغ ها را با آن ضربدرها به او می داد و بقیه ماجرا

معمولا همیشه لباس معلم یا دانش آموزان که پای تخته می رفتند گچی بود. یک قسمتی برای گذاشتن تخته پاک کن و گچ های کلاس سمت پایین تخته سیاه بود.

گاهی بچه ها تند تند تخته سیاه قدیمی را پاک می کردند که باعث میشد گردو خاک کلاس را فرا بگیرد.

گاهی اوقات معلم از بس گچ خورده بود و خسته از گچ پاک کردن که به دانش آموزان می گفت شما پاک کنید و روش آرام پاک کردن را به آنها می گفت.

آخر کلاس معمولا بچه ها برای شیفت بعدی که احتمال داشت بعداظهر باشد یا فردا صبح روی تخته کلاس رجزخوانی و یا فحش می نوشتند.

و طرف مقابل هم روز بعد این کار را انجام می داد. گاهی هم شکایت می کردند و معلم سر کلاس بچه ها را بخاطر این کار تنبیه می کرد.

از این رو معلم از بچه ها می خواست که معمولا مبصر بود قبل از ترک کلاس تخته را پاک کند.

روزهای پنج شنبه که شیفت ظهر بودیم هرچیزی که روی تخته نوشته می شد تا صبح شنبه که دیگر باید صبح ها کلاس می رفتیم روی تخته باقی می ماند.

از این رو بعضی معلم ها می گفتند تخته را پاک نکنید تا شنبه ادامه درس را برای شما بگویم

گاهی بچه ها شیطنت می کردند. به این شکل که پاک کن نمدی را خیس می کردند وتخته سیاه قدیمی را پاک می کردند. بعد از خشک شدن تخته به شکل بدی گچ مال می شد که پاک کردنش سخت بود.

امتحانی بود که پای تخته ای نام داشت.

مثلا معلم فلان دانش آموز را صدا می زد که بیا پای تخته . یا املا می گفت و می نوشت یا سوالی را روی تخته به صورت زنده در حضور چشم های ناظر بسیار باید حل می کرد.

این نوع امتحان حکم اعدام در ملاءعام را داشت و تا حدی سخت و رعب آور بود.

اما یک چیز دیگری هم بود که من یکبار با چشم خودم دیدم معلم روانی سر دانش آموز درس نخوان کلاس را محکم کوبید توی تخته سیاه و بیچاره چقدر گریه کرد.

نمی دانم چرا موضوع را با خانواده اش در میان نگذاشته بود.

مدرسه های قدیمی در دهه 60 و 70 و .. این مشکلات را به صورت جدی داشتند.

امکانات به شدت کم بود مخصوصا در نواحی غیر از شهرهای بزرگ اگر تخته مشکلی داشت باید مدتها برای تخته جدید صبر می کردیم آن هم اگر عوضش می کردند.

گاهی هم به خاطر جنس بد گچ تحریری با کشیدن آن روی تخته سیاه قدیمی مو به تن آدم سیخ می شد.

بعضی گچ ها گاهی منظورم گچ های رنگی است روی تخته سیاه که نوشته می شد فرقی با گچ سفید نداشت. گاهی هم ساعات آخر کلاس مخصوصا پاییز شیفت ظهر اصلا گچ های رنگی از دور دیده نمی شد.

معمولا بالای سر تخته وسطش عکس آیت الله خامنه ای یا آیت الله خمینی یا رفسنجانی و دردهه شصت هم عکس هایی از آیت الله منتظری قرار داده می شد.

بسیاری از افراد در کنار تخته سیاه قدیمی بودن را با ترس از معلم یا تنبیه شدن با شیلنگ و ترکه بیاد دارند.

شاید گریه ها شاید کنار کشیدن دست از اینکه شیلنگ بهت نخورد و درد بیشتری حس نکنی بعد از تخته کنار پنجره معمولا میز معلم قرار داشت.

81 / 100 امتیاز سئو

Leave A Reply

Your email address will not be published.