یچه های دیروز
بچه های دیروز سایت نوستالژیک و خاطره انگیز بچه های دهه 60

تلویزیون 14 اینچ قدیمی

تلویزیون قدیمی

تلویزیون 14 اینچ قدیمی

بچه های دیروز” />

خوب, خیلی از خونه ها #تلویزیون نداشتند.هر خانواده ای خودش چند تا بچه داشتند که جمع چند خانواده یک #کودکستان میشد. خیلی از بچه های اون دوره هم شایدحتی #مهدکودک یا همون کودکستان نرفته بودند.هرچه بود همون دنیای اطراف خودشون و خانوادشون بود تا اینکه تلویزیون امد. مثل ما یک #تلویزیون_چهارده_اینچ سیاه و سفید #توشیبا کافی بود تا همه بچه های فامیل یا همسایه رو دور هم جمع کنه و از حیاط بزرگی که حدود پونصد متر بود بکشونه تو خونه.چند تا متکا یا بالشت ردیف میکردیم و روبروی تلویزیون که یا رو طاقچه بود یا یک میز کوچک که اتفاقا رو تلویزیون یک پارچه یا توری سفید بود دراز میکشیدیم.ساعتو نگاه میکردیم ساعت پنج بیاد اخبار شهرستان و استان تموم شه.تیتراژ برنامه کودک و تیتراژ بق بق … شروع میشد همه ساکت میشدیم می رفتیم توی دنیای دیگه می رفتیم پیش #النگ_و_دولنگ. #کلاه_قرمزی و…. تلویزیون دریچه ای بود برای ما به دنیای جدید. یهو وسط #هاکلبریفین یا جکی و جیل برق قطع میشد. یا اینکه وسطش اذان پخش میشد.بینندگان عزیز هم اکنون اذان مغرب به وقت شرعی به افق #کرمانشاه می باشد. برنامه کودک که تموم میشد به خودمون میومدیم میگفتیم چه زود تموم شد.اگر کارتونی تموم میشد دیگه تموم میشد غیر از عکس برگردون هایی که تو بازار بود حتی دیگه عکسشونم نمیدیدیم بعضیا ذوق داشتند و استعداد عکس کارتون هارو نقاشی میکردند و آهنگشو با دهنمون زمزمه میکردیم مثل اهنگ روزی روزگاری. و فردا صبح با دوستانمون برنامه هایی که دیده بودیمو بازگو میکردیم و ذوق مرگ میشدیم.اون موقع بچه ها دو شیفت و سه ثلث کلاس میرفتند بعدها تبدیل به تک شیفت و دو ترم شد.. ظهرها زنگ اخر چقدر دوست داشتیم زود تعطیل بشه زنگو بزنن بدو بدو برسیم خونه برنامه کودک از دستمون نره. پاییز زود شب میشد اصلا دیدن برنامه کودک یه حال دیگه داشت معمولا کسی که کنار تلویزیون بود در غیاب کنترل از راه دور مسئول کم و زیاد کردن صدا بود که من با انگشت پا اینکارو میکردم یا وقتی تلویزیون #برفک میگرفت و تصویر بطرفین حرکت میکرد کافی بود یه دست میزدیم رو تلویزیون بخت برگشته تا صاف و درست شه

ارسال یک پاسخ