یچه های دیروز
بچه های دیروز سایت نوستالژیک و خاطره انگیز بچه های دهه 60

حاشیه فرش

حاشیه فرش و قالی و ماشین بازی قدیم
ماشین بازی قدیم دهه6070

حاشیه فرش  یک زمانی برای بسیاری از ما بچه های دیروز  بزرگترین پیست اتومبیل رانی دنیا بود چه بسا بزرگترین پیست دو و میدانی هم بود.

زمانی که سرگرمی ها محدود بود بچه ها هنوز سرگرم بازی های کودکانه خود بودند. امروزه روز برخی والدین به زور تلاش دارند بچه ها را  خیلی زود بزرگ کنند  که در مبحثی جدا به آن می پردازم.

چند روز قبل به  از کنار بازار فرش فروشی های شهرمان رد شدم. طرح های مختلف فرش ها توجهم را به خود جلب کرد. و به تماشای آنها پرداختم.

نقش های فرش و قالی ها رو نگاه کردم.

قدیم ها خیلی از خانه ها بیشتر فرش های قرمز رنگ داشتند با لاکی رنگ های روشن امروزی کمتر بود یا اصلا نبود یا طرفدار بسیاری نداشت.

فرش قرمز رنگ  با زمینه روشن و گلهای زیبا واقعا قشنگ بود. خیلی جاهها خودشون بلد بودن فرش ببافن و از فرش های دستبافت استفاده می کردند.

فرش هارو که نگاه می کردم دیدم خیلی از فرش ها مثل سابق اون قاب یا حاشیه دورشون رو دیگه ندارند.

یک زمانی که مبل هنوز جاشو تو خیلی از خانواده های ایرانی باز نکرده بود.(البته الان هم خیلی از جاهها هنوزم که هنوزه مبل ندارند.)این فرش های قرمز یا لاکی با پشتی ها و یا بالشت های زیبا چهره ای با صفا به منازل می داد.

و هنوز هم خانه هایی به این سبک آرامش وصف نشدنی به اهل دل خود می دهند.

بچه های دیروز دوستان امروز من شاید شما جزو اون دسته از کسانی باشید (چه بسا هم نباشید) که (بیشتر پسرها) موقع ماشین بازی این حاشیه فرش را به عنوان یک جاده یا پیست ماشین بازی استفاده کرده باشید و در ذهن خودتون تصادف کردین بوق زدین و مسابقه دادین اول یا شاید هم اخر و بازنده مسابقه شده باشید  و موقع بازی دوووو دوو بیب بیب گفته باشید.

شاید روی همین فرش های رنگی قشنگ بارها و بارها مورچه ای حشره ای چیزی دیده باشید و به دنبال آن رفته باشید

 یا گاهی هم به سبک پیست های دو و میدانی روی این حاشیه و قاب قالی دنبال هم دویده باشید و مسابقه داده باشین در حالی که چراغ علاالدین وسط همان اتاق بوده و ترس از نسوختن را به همراه داشته بودین.

یا مسابقه پرش روی گل وسط و از اونجا هم به گلها یا حاشیه های فرش یکی دیگه از بازی و سرگرمی هایی بود که با فرش یا همون قالی انجام می دادیم.

یکی از دوستان اینستاگرامی زیر پستی مشابه می گفتند زیر فرش بشقابی چیزی قرار می دادیم ارتفاع بگیره و مثل کوه ماشینو از روش عبور می دادیم یا مثلا برای بازی با تیله از این ترفند استفاده می کردیم.

فرش غیر از بازی و کف پوش بودن نقشی دیگه هم داشت شاید یک صندوق کوچک برای نگهداری و قایم کردن عکس های آدامس و کارت بازی ها

از یه طرفم می شد به عنوان اتو ازش استفاده کرد. عکس یا کاغذهایی که مچاله شده بودن رو زیر فرش قرار می دادند و بعد مدتی که خارجش می کردند صاف صاف می شد.

گاهی وقت ها بچه ها هم که کارنامه می گرفتند. تا اروم شدن شرایط اونو زیر فرش قایم میکردند تا بعد بتونن درش بیارن. کیف و کتاب امنیت نداشت بقیه می تونستن تصادفی پیداش کنند.

البته زیر همین فرش هم خودش یه بانک هم می تونست باشه یک بانک کوچک. پولهای خرد می شد زیرش قایم کرد و بعدا اندک اندک جمع مشد نقش یه قلک رو ایفا می کرد می شد کاری باهاش کرد.

و آدمهای تنبل , این افراد موقع نظافت  و تمیزکاری خیلی راحت با حفظ خونسردی فرش رو کنار می زدند و آشغال یا چیز هایی که روی فرش بود رو زیرش می انداختند خیر سرشان داشتند تمیزکاری می کردندو

معمولا روزهایی که به خانه تکانی نزدیک می شدیم این گندکاری لو می رفت.

 نقش ها و کلهای زیبای قالی هم بچه ها رو به سمت خودش جذب میکرد .

شستن این قالی های خوش رنگ در حیاط خونه  با بقیه هم قشنگ بود البته برای والدین و بزرگترها زحمت بود ولی برای بچه ها آب بازی و  خوشی داشت.

اون زمان یادمه برخی افراد فرش را  با یک ترکه یا شلنگ می زدند و گردگیری می کردند طرف تا یه ماه دستش فلج میشد خاک هم همه جارو میگرفت بدتر همه رو به گند می کشید.

فرشها کاربرد های زیادی داشتند که شاید جز بچه های دیروز دیگه کسی بهشن فکر نکنه و ازشون دیگه استفاده نکنه اصلا ندونه چیه ما چی میگیم.

ارسال یک پاسخ