عروسی مال بچه هاست

عروسی مال بچه هاست ..چقدر قشنگ می گفتن قدیمی ها ..

آنوقتها که عروسی ها پر از صفا و شیرینیهای مربایی و چراغانی و گلایل های سفید بود .

آنوقتها که هنوز گلایل ها معتاد رنگهای شیمیایی رنگارنگ نبودند .

کف حیاط پر بود از دختربچه هایی که لباسهای تور سفید پوشیده بودند و پسر بچه هایی که پاپیون زده بالا و پایین می پریدند .

بچه هایی که هنوز اشتیاق شیرینیهای مربایی و خوردن گیلاس و زردآلوی عروسی در دلشان موج می زد.

ما عروس و داماد های کوچولوی همان عروسی هستیم .

دختر کوچولو هایی که بزرگترین آرزویشان لباس عروسی بود و پسر بچه هایی که در کت و شلوار کوچکشان ، مرد بودن را تجربه می کردند …

.. .به خبرهای این چند روز فکر می کنم .. به کابوس ازدواج اجباری .. به دختر و پسرهای جوانی که برای تعبیر نشدن این کابوس می جنگند ..

دخترهایی که برای مادر نشدن می جنگند ..

پسرهایی که برای مرد نبودن می جنگند …

سربازان فراری که برای نجنگیدن می جنگند .

جوانهایی که برای عاشق نبودن..مهربان نبودن ..مسئول نبودن ..دلپذیر نبودن..متوجه نبودن … و همه نبودنهای دیگر … می جنگند .

آیا این بود آن دنیایی که به ما وعده داده بودید؟

چرا هیچ کس نمی پرسد آن دختر و پسرهای کوچولو و شاد کف حیاط عروسیها چه بر سرشان آمد که هیچ جوانی حاضر نیست دنیای آنها را تجربه کند .

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.