یچه های دیروز
بچه های دیروز سایت نوستالژیک و خاطره انگیز بچه های دهه 60

مدارس قدیم-خاطرات-عکسها

اخرین اپدیت-24 شهریور92


ادغام شد

رده:نوستالوژی من-خاطرات قدیمی


بالاخره سه ما تابستون داشت تموم میشد حتی برا اونایی که
تابستونو مجبور بودن برای جبران تجدیدی برن مدرسه یه حال و احواله خاصی داشت روزای
طولانی که میشد  از صب تا شب بازی
کرد-تلویزیونم که شبکه دو و یک  برنامه
کودک  پخش میکردن تو تابستون برای پخش
برنامه های جدید  با هم رقابت میکردن –کارتونهای
جدیدی رو برای پخش میاوردن از جزیره گنج گرفته تا…خوبی اون موقع برنامه های کودک
این بود که برای هر فصلی کارتونهای جدیدو 
فشنگی میاوردن که بچه های الان امروزه زیاد دوسشون ندارن-کسی نمیگفت برو
سره درست مشقاتو بنویس –سه ماه/93 روز تابستون-مهمون میامد مهمون میرفت تو زمینای
خاکی که  از بارون و سرما خبری نبود که
کارمونو خراب کنه فوتبال کاره هر روزمون بود با کارت بازی و عکس بازیو…… و
بازیهای قدیمی مخصوص بچه های دیروز و 
پریروز-بعضیا  دنبال شاگردی و یاد
گرفتن کاره جداگانه ای بودن بعضبا تو کانون 
عضو میشئن تو رشته های مختلف گروهیم مثه من کلا از تابستون استفاده میکردن
و عشق و حالشو میبردن مثه الانم کلاس زبان و تقویتی و غیره که تابستونم دس بردار
نیست نبود.


http://s2.picofile.com/file/7909723438/Capture.jpg

جلد نایلونی کتابهای قدیمی

شهزیور شد حسابی غرق تابستون شده بودیم گرما کم و کمتر میشد
باید میرفتیم کتابهای مدرسه رو تهیه میکردیم 
تابستون داشت رنگ و بوی خودشو از دست میداد باز تلویزیون گیر داده بود به
سرور بوی ماه مهرو … حرفهایی که  نشانی
از شروع مدارس بود یادمه کلاس اول ابتدایی روز اول –هفده شهریور بود با داداشم
رفتم مدرسه  میترسیدم ولی اونجا اینقدر
بازی کردم جونم داشت بالا میامد-کتابارو تهیه میکردیم اوایل نایلون برا جلد گرفتنش
میگرفتیم که با منگنه  جلد میکردیم  گاهیم زیره اون نایلون قبله جلد گرفتن  با روزنامه ای کاغذ کادویی چیزی اول اونو جلد
میکردیم بعد با نایلون و منگه جلد کاملو میگرفتیم

بعدهاشم که چسبای جلد کتاب اومد که با چسب5 سانتی کتابمونو
جلد میگرفتیم کتابها اینقدر بوی نو و تازه ای داشتن که نگو  تا یکی دوماه اول اینقدر حرمته کتابامونو
میگرفتیمو و تمیز نگه شون میداشتیم که خودمون شرمندهمیشدیم اما بعد اون   و وزمانی که به اخر سال نزدیکو نزدیکتر میشدیم
کتاب بدبخت کهنه دتر و داغونتر میشد –امتحانا هم تموم میشد کتابارو یا ازمون مدارس
میگرفتن (برا بازیافت)یا به بچه های   که
سال بعد  میتونستن ازش استفاده کنیم
میدادیم یا بعد امتحانات پاره ش میکردیم ای حال میدادا  وااااای

خلاصه جونم براتون بگه اون زمان  امتحانا ثلثی بود ینی سه بار در سال بود اذر –اسفند-خرداد
مدارس ما هم دو شیفت بود از 8 تا 11:30-12 و از 13 تا 16 یا 15:30

بهرحال حاشیه نریم 
دیگه بعد اینکه کتابارو جلد میکردیم نوبت به خرید می رسید  دفتر و خودکار … گاهی عمده خرید دفترمونو برا
مدرسه میذاشتیم که بصورت تعاونی و ارزانتر میدادن من هیچوقت از مدرسه خرید
نکردم-مثه الانم نبود که بچه ها لباس یا کیف و کفش کهنه شونو بندازن دور باور کنید
این وسایل گاهی دو سال یا بیشتر ازش استفاده میشد یا اینکه از فرزند بزرگتر به
فرزند کوچکتر  به ارث میرسید و زیاد هم اهل
غر زدن و فشار بیش از حد روی والدین نبودیم درست کاری که بچه های الان به اسم چشم
و هم چشمی انجام میدن و اکثرا  براشون افت
داره هرچند نو از وسایل استفاده شده قبلی استفاده کنن و فکر پدر بیچاره هم نیستن
که تو این وضع  و حال از کجا بیاره

اخرای تابستون فرا رسیده بود دیگه باید تا لنگ ظهر خوابیدنو
فراموش می کردی برنامه کودک و بازی و غیره هم پر بازم شبهاب پر اضطراب درسو مدرسه
و مشقای  شبانه شروع میشد که دلهره بد ی
شروع میشد تلویزون اهنگ همشاگردیو رو پخش میکرد که من ازش خوشم نمیامد اما الان
دوست دارم  اهنگو و ارامشم میده ساعت یه
ساعت تغییر میکرد 31شهریور فر رسید از فردا یه تابستون دیگه هم گذشت تا یک هفته
مدارس تق و لق بود اما بایستی می رفتیم سره کلاس نشستن بعد سه ماه واقعا طاقت فرسا
بود من معمولا چند روزه اولو بنا به دلایلی دوس نداشتم و فراری بودم ازش مخصوصا از
اون سوالای معلما که شماره کفشه ادمم میپرسیدن

متن رو خیلی سریع نوشتم و فرصت بازبینی نداشتم لطفا اگه
اشتباهی مشاهده کردین ندید بگیرید


رده:مدارس قدیمی


بچه
های دیروز و بچه های پریروز که خاطرات مدرستون حالا هرچند خوب یا بد
یادتونه-یادتون میاد تو حیاط مدرسه ازمون امتحان میگرفتن یادتونه روی زمین
می نشستیم؟ و معلم اون جلو مواظب بود که تقلب نکنیم یادتونه  خسته می شدیم
یکی رو برگه ولو میشد یکی  پاشو تکون میداد اخر  امتحان از بس اونطوری
وایساده بودیم موقع پاشدن و تحویل برگه پامون خواب می رفت و تقریبا بی حس
میشد و  نمیتونستیم راه بریم و تا چند دقیق بعد که پامون بهتر میشد احساس
مورمور شدن بدی تو پاهامون احساس میکردیم؟

امتحانات حیاط مدرسه های قدیمی

امتحان تو حیاط مدارس قدیم


مثه
الان نبود که سرویس مدرسه داشته باشیم-مدرسه هرچند که دور بود خودمون می
رفتیم و میومدیم  شهرای کوچکتر هم که فاصله کمتر بود از ماشین و تاکسی هم
استفاده نمیکردیم -زنگ اخر شده بود داشت یه روز سخت تموم میشد اگه شیفت صبح
بودیم که با شنیدن صدای اذان  صدای شکممون بلند میشد و احساس گرسنگی سرو
کله ش پیدا میشد.اگرم ظهر بودیم که غیر از گرسنگی بوی نفت که فراش(بابای
مدرسه9دات کلاسها رو سالن مدرسه رو نظافت میکرد بلند میشد و نوید اینو
میداد که اخرای کلاسه و اگرم پییز بود که زود شب میشدو برقای کلاسو سالن رو
روشن میکردن-ساعتو نیگاه میکردیم لامصب که تکون نمیخورد ساعت 5 ونیم تموم
میشد

گاهی وقتا درس زودتر تموم میشد –
بستگی به معلمش داشت که گیر بده یا نه بعضیا میگفتن هرکی ساکت باشه و دست
به سینه باشه زودتر میره خونه مام از خدا خواسته جیکمون بلند نمیشد گاهیم
معلم حال میداد و میگفت یواش بدون سرو صدا از همین اول به ترتیب برید خونه
هاتون-اگه معلم گیر بود تا ساعت 12 و نیم یا 17:30باید تحمل میکردیم زنگو
که می زدن انگاردو ماراتن بود همه مثه قحطی زده ها می زدن بیرون از
کلاس-بیرون  منتظر هم محله  ای های خودمون میموندیم و چند  نفری و گاهیم تک
نفری برمیگشتیم خونه تو راه  شیطنت میکردیم همدیگه رو دست مینداختیم و
هزار خاطره شیرین و خوشه دیگه که دیگه برامون تکرار نمیشه اون زمان میگفتیم
کاش تموم بشه این درس و مدرسه اما الان خاطراتش دنیاییه برامون

http://s4.picofile.com/file/7755426127/%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AA_%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D9%87_%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C.jpg

شیطنت و بازی بچه های قدیم

اگه
شیفت ظهر بودیم و فصل فصله پاییز بود و معمولا زمانی که زنگ میخورد نصفی
از برنامه های کودک گذشته بود و مثه جت می دویدیم که به برنامه های کودک
مثله پسر شجاع و پرین و زنان کوچک…. برسیم و تا زمانی که برمیگشتیم خونه
میدیدیم که تقریبا تموم شده یا اینکه همون مقدارم که باقی مونده
(شهرستانها) یه دفعه صدای برنامه کودک قطع میشد در حالی که برنامه کودک
ادامه پیدا میکرد  یه صدا روی تلویزیون ظاهر میشد که بینندگان عزیز هم
اکنون اذان مغرب به وقت کرمانشاه است ….

بچه های امروز
شما خاطرتون نیست اما من یادمه که ابتدا مدارس برای همه دو شیفته بود
7-11:30-12 بعد بر میگشتیم خونه مون و ساعت 1 کلاس و شیفت دوم تا ساعت سو
نیم چهر شروع میشد امتحانامونم ترمی نبود ثلثی بود یکی اذر  یکی اسفند و
یکی خرداد سه بار امتحان میدادیم-


رده:مدارس قدیمی


زنگ
ورزش در مدارس قدیمی و ورزش گروهی بچه ها تو مدارس یکی از خاطراتی هست که
از یاد هیچ کدوم از ماها نمیره مخصوصا با اون امکانات محدود

زنگ ورزش در مدارس قدیمی

زنگ ورزش در مدارس قدیم


رده:مدارس قدیمی ایران


مدرسه قدیمی مربوط به زمان شاه- قبل از انقلاب 57

http://s4.picofile.com/file/7735840321/%D9%85%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B3_%D9%82%D8%AF%DB%8C%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D9%82%D8%A8%D9%84_%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8.jpg

مدارس قدیم -قبل از انقلاب57


ارسال یک پاسخ