مدارس قدیم

مدارس قدیم
مدارس قدیم

مدارس قدیم دهه های قبل حتی دهه 70 و دهه های ماقبل بسیار با مدارس امروزه فرق داشت. شرایط بچه های دیروز و پریروز با بچه های امروز خصوصا بچه های دهه 80  بسیار متفاوت بود.

مدارس قدیم ایران در دهه60/70/50

شاید در دهه 60 و ماقبل بسیاری از بچه ها والدینشان بیسواد یا کم سواد بودند. بسیاری از والدین آنها به خاطر مشکلات زندگی و نداشتن امکانات احتمالا موفق به تحصیل نشده بودند.

بسیاری از بازیگران و پزشکان و بزرگان قدیمی به هرشکل امکانی برای درس خواندن و ادامه تحصیل داشتند.

از این رو بسیاری از والدین در دهه 60 و ماقبل سعی می کردند هر طور شده تلاش کنند حتی شب و روز  تلاش می کردند که هرچند با امکانات کم فرزندانشان بتوانند تحصیل کنند. چون یک جور عقده و شاید تو سرخوردگی زندگی را تجربه کرده بودند.

و چوب کم سوادی یا بیسوادی را خورده بودند.

بچه های دیروز آن زمان در مدارس قدیم شاید یک شانس داشتند البته عیب هم داشت و آن داشتن خواهر یا برادر بزرگتر بود که اگر وضعیت درسی مطلوبی داشتند می توانستند به آنها هم درس بدهند.

البته این چند خواهر برادری هم مشکلاتی داشت نظیر اینکه امکانات کمتری به بچه ها می رسید مثل امروز هر بچه ای اتاق خاص و جداگانه ای نداشت. گاهی ضمن درس خواندن باید مواظب خواهر یا برادر کوچکتر هم احتمالا باید می بودند.

درس خواندن مثل امروز نبود مخصوصا در مقطع دانشگاهی برای پیشرفت و آینده روشن تری بود. امروز فرار از خدمت سربازی ارتباط با جنس مخالف و .. و چشم و هم چشم با علم به اینکه مدرک و تحصیل ارزشی ندارد ادامه دارد.

در مدارس قدیم کسی که درس می خواند و نمره خوب می آورد یعنی کسی بود که سربه راه است و کسی که دم از درس نخواندن می زد و می خواست دنبال کاری برود را معمولا ملامت می کردند و نمی دانستند که اکثر آنهایی که فقط درس می خوانند و کاری یاد نمی گیرند از اکثر افرادی که درس نمی خواندند و دنبال کاری می رفتند جا می مانند.

در مدارس قدیم آن زمان حتی تا سالهایی از دهه 70 بسیاری از بچه ها به صورت دو شیفت مدرسه می رفتند و بعد ها به صورت تک شیفت یک هفته ظهر یک هفته صبح

در بسیاری از مدارس قدیم مخصوصا مناطق  محروم تر چه بعد چه قبل از انقلاب تغذیه می دادند که در هر دوره فرق می کرد.

 مدارس به صورت سه ثلثه بود یعنی سه بار در سال امتحان می گرفتند.

پسرها اکثرا تا دبیرستان مجبور بودند موهای خود را با ماشین بزنند و کچل بودند.اگر این کار را نمی کردند صبح روز بعد معلم ناظم یا یا مسئول مدرسه با قیچی مورا چنان می زد که بچه ها مجبور به کوتاه کردن مو می شدند.

کلاس 10 یا همان دبیرستان مدارس روی اندازه مو زیاد گیر نمی دادند معمولا 12 یا مرتب بودن مو ملاک بود.

مدارس قدیم دخترانه به شدت سختگیری می شد آن زمان در آن قدیم ها رنگ روشن ,آرایش رفتار و همه موارد را در مدارس زیر نظر داشتن برخی مدارس بچه ها علاوه بر مانتو  و مقنعه باید چادر هم می پوشیدند و مدرسه می رفتند حتی به رنگ جوراب آنها گیر می دادند.

بسیاری از بچه ها ی قدیمی به یاد دارند نظام آموزش آن زمان را که کلاس یک تا شش داشت.

بعد ها شد یک تا پنجم …7تا 12 و پیش دانشگاهی

کارنامه های دست نویس آن زمان با مهر قبول خرداد یا شهریور یا مرداد هم از خاطره انگیزترین نوستالژی های تلخ و شیرین بچه های دهه 60 و 70 بود

مدارسی با جمعیت انبوه گاهی در مدارسی بچه ها مجبور بودند تا مدتی یا برای همیشه در کلاس های بالای 50 نفر سر کنند.

و در هر نیکمت 3 و اوایل سال حتی بیشتر دانش آموز قرار داشت.

 نفر وسط معمولا برای املا و امتحان پایین می رفت.

مدارس قدیم همیشه از زمان دیرتر و قدیمی تر حتی مکتب خانه ها شامل تنبیه بدنی و فلک کردن بوده است.

بچه های دیروز احتمالا به خوبی به یاد دارند که آن زمان بسیاری از دانش آموزان مخصوصا مدارس پسرانه را با شیلنگ و ترکه و غیره در مدارس قدیم تنبیه می کردند.

بسیاری از کلمات روی دیوار مدارس نوشته بودند که همیشه بیاد بچه ها می ماند مثلا النظافة من الايمان و جملاتی و آیات  حدیث هایی این چنین

بسیاری از بچه ها فصل تابستان به والدین کمک می کردند یا دنبال  آموختن هنری بودند تا فردا روزی به در آنها بخورد

بچه های دیروز  مدارس قدیم در دهه 60 و 70 پر بود و شد از انواع خوشی ها و غم ها و عقده ها

بچه هایی که سر صف در روزهای سرد زمستان مجبور بودن چندین بار طوری مرگ بر آمریک بگویند که صدای آنها تا امریکا برود.

بچه های دیروز شاید از بسیاری از موضوعات انشای کلیشه ای مدارس قدیم بیاد داشته باشند چه بسا خوششان هم نیاید.

علم بهتر است یا ثروت ؟تابستان خود را چگونه گذراندید.

یا راهپیمایی ها که به زور بچه ها را می بردند . بچه هایی که چهل حدیث و مسابقات علمی را پشت سر گذاشتند مقاله خواندن – روزنامه دیواری نوشتن

زنگ ورزش مدارس قدیم خود را با یک توپ فوتبال گذراندند که سنگینتر از توپ پلاستیکی منزل و کوچه بود.

بچه هایی که روی کاغذ دفتر کاهی مشق می نوشتند بچه هایی که سیستم نمره دهی داشتند

و شاید نسلی بود که درس های مدرسه هرگز به درد آینده آنها نخورد و فقط زندگیشان تلف شد.

با تمام کمبودها بچه های دیروز تلخی و شیرینی های بساری را در زندگی خود دیدند و چشیده اند

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.