نان سنتی قدیمی

0

رده:دلنوشته های نویسنده


قدیما که تعداد نانوایی ها تو مناطق مختلف کمتر بود و  اکثرا در شهرای کوچک و روستاها  نان خانواده رو مادر خونه می بخت صبح زود از خواب بیدار میشد اردو حاضر میکرد الک میکرد و خمیرو مهیا میکرد و و کمی از خمیر ترشی که قبلا داشت رو بهش اضافه میکرد.بعد تشت نانو کنار میذاشت و روشو می\وشوند چند ساعت بعد که خمیر اماده بخت میشد-بسته به جا و مکانش و سوخت مورد نظر اماده بخت میشد-من ان زمان ساکن یکی از روستاهای کرمانشاه بودم مادر و زن عموم با هم نان میبختن و یه جایی برای نان بختن داشتن کهبه کردی بهش میگفتیم نانو خانه(نانوا خانه).ما از چوب برای سوخت استفاده نمی کردیم یه بشکه که با لوله به مشعل متصل بود گازوپیل رو به مشعل(به کردی بره میز) می رسوند و اتیش رو به راه میشد گاهی اون موقع داخلش اینقدر سیاه میشد که مجبور بودن  چند وقت  یکبار توسط یک  خاک  مخصوص سفید رنگ رنگو رویی بهش بدن

نان سنتی نان خانگی نان ساجی

زمستونا که برف می بارید ما می رفتیم  داخل بوی نان داغ(نان ساجی)همه جارو با بوی مطبوعش فرا میگرفت یه نونه گرمو بر میداشتیمو تو اون سرما چه حالی میداد باور کنید نونش  اینقدر بوی خوبی داشت که هیچکدوم از این نونهای جدید  به باش نمیرسن-گاهی بی احتیاطی میکردیم و شلوغ \اوغی دوران کودکیمون کار دستمون میداد مام میخواستیم تقلید کنیم یه تیکه خمیر دستمون میدادن مام شروع به بخت میکردیم گاهی اینقدر نزدیک میشدیم که دستمون میسوختحالا خر بیارو باقالی بار کن دادو بیداد تمام محله رو به هم می ریختیم هیچوقت نان بزرگ گرد و سفیدی که مادرم میخت رو فراموش نمی کنم

بوی نان داغ تو زمستون موقع برف و خوردن نون داغ که بوش تا هفت کوچه اون ور تر رفته با رفتن کنار تنور نانوایی  که سرما رو از استخونت بیرون میبرد چیزی نیست که فراموشم بشم


ب ن:

نان ساجی:نان سنتی بود که در مادرا می بختن ساج همون سطح صاف مشکی رنگ است که موقع بخت نونو روش میذاشتند(تو تصویر مشخصه) تا ببزه

این نان گرد و نازک بود


بچه های دیروز بچه های بریروز-نان سنتی قدیمی نانوایی سنتی قدیمی خاطرات قدیمی عکس قدیمی

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.