نیمکت قدیمی مدرسه

نیمکت قدیمی مدرسه سه نفر سر یک میز و نیمکت
میز و نیمکت سه نفری

نیمکت قدیمی مدرسه در دهه های 50 و مخصوصا 60 و حتی دهه 70 هم برای بچه های دیروز شاید یادآور خاطرات نوستالژیک و بیادماندنی باشد.

خاطرات نیمکت قدیمی مدرسه

طی سال های 55 تا یک دهه بعد تا حدود سال 65 ایران با انفجار جمعیت روبرو شد جمعیت زیادی روبرو شد نرخ رشد جمعیتی 3 یا چهار درصد بود.(1)

مشکلات جنگ و عدم نیازسنجی و نبود امکانات برابر مشکلاتی برای این نسل به وجود آورد.

کلاس های آن دوره از سی نفر تا برخی مدارس و شهرستان ها بالای 50 نفر هم می رفت.

هر میز و نیمکت قدیمی مدرسه در ابتدای سال که هنوز آمار درستی وجود نداشت حتی امکان داشت که جای چهار نفر باشد.

یعنی 4 نفر پرس شده روی نیمکت بنشینند – بعد ها کلاس اگر امکان تفکیک داشت. آنها را جدا و هر نیمکت سه نفری می شد. و به ندرت هم دو نفری.

مدارس روستایی هم که دختر و پسر و کلاس های مختلف با هم بودند به این صورت که دختر و پسر کلاس اولی سر مثلا نیمکت اول- کلاس دومی ها نیمکت دوم و به همین شکل که خدمت شما عرض کردم.

یکی از شاید مسخره ترین – شاید خاطره انگیز ترین چیز هایی که آن زمان بود. این بود که کدام دانش آموز گوشه دیوار باشد- کدام دانش آموز وسط باشد و کدام اول نیمکت که اجازه حرکت و آزادی بیشتری داشت.

معمولا سر این دعوا بود. کسی که در گوشه دیوار روی نیمکت می نشست هم حسنی برای خو داشت می توانست اگر دیوار سرد نباشد به آن تکیه بزند.

بچه هایی که دهه 60 را تجربه کرده ان و دهه هفتاد هم تا حدودی مخصوصا در نواحی محرومتر این مشکلات را تجربه کرده اند.

نفر وسط مشکلات زیادی داشت. مثلا به هر طرف که خم و متمایل می شد به دست بغل دستی می خورد و مثلا مشق او را خراب می کرد.

و برای مثلا املا یا امتحان باید می رفت پایین می نشست که در مقاله ای جداگانه به آن وضعیت اشاره خواهم کرد.

گاهی بچه ها از بس جا نبود روی میز خود خط می کشیدند و حدودی برای هم مشخص و میز و نیمکت را قسمت می کردند.

میز و نیمکت قدیمی مدرسه معمولا چوبی بود. با هر بار تکان خوردن بچه ها صدای جیر جیر گوش خراشی می داد بعضی بچه ها هم به عمد این کار را می کردند که با هشدار معلم روبرو می شدند.

نیمکت های قدیمی شاید رفیق درجه یک بعضی بچه ها بودند (درسته که کار بدی هست) اما روی آن نقاشی می کشیدند

بعضی بچه های تخس هم کنده کاری می کردند. یا کارهایی دیگر.

یا وقتی معلم نمی آمد و استراحت می کردند آرام با استفاده از قسمت جا کتابی یا جا کیفی نمیدانم طبل می زدند

گاهی هم به عمد این کار را محکم با صدای بلند انجام می دادند تا مبصر کلاس کلافه شود.

نیمکت قدیمی مدرسه گاهی – همان قسمت جا کتابی را می گویم باعث می شد با بی فکری یا فراموش کاری بچه ها کتاب یا دفتر یا مداد حتی کلاه بچه ها جا بماند.

اگر روز عادی بود که روز بعد یا قبل از رسیدن شیفت مقابل می رفتی و وسیله را جا می گذاشتی اما اگر شیفت بعدی می آمدند احتمالا آنرا تحویل دفتر می دادند و از دفتر تحویل می گرفتیم.

و اگر هم پنج شنبه بود باید تا روز شنبه تحمل می کردیم.

رنگ قهوه ای بد ترکیبی که به این میز و نیمکت قدیمی مدرسه زده بودند آن زمان کیفیت مطلوبی نداشت. کافی بود لباست خیس باشد بوی نامطبوعی به مشام می رسید یا گاهی لباس های روشن خیس را رنگی می کرد.

معمولا برای شیفت و یا گروه صبح که به مدرسه می آمدیم (حداقل مدرسه ما) اینطور بود که بابای مدرسه کلاس را که روز قبل تمیز کرده بود نیمکت ها را به هم می ریخت یا جابجا می کرد.

دقایق ابتدائی ورود به کلاس را باید صرف این می کردیم که میز خودمان را پیدا کنیم و کلاس را مرتب کنیم

این هم از کم کاری بابای مدرسه یا همان فراش (زبان ما) بود.

میز ها و نیمکت قدیمی مدرسه به هم بیش از حد چسبیده و استاندارد نبودند. این با وضعیتی که بچه ها سه نفری در یک میز و نیمکت بودند. مشکلاتی به وجود می آورد.

اگر طرف از نظر حجم بدن بزرگتر از بقیه بود طبعا مشکلی برای خود و دیگران به وجود می آورد.

اگر شخص از نظر طولی پاهاش بلند تر بود مجبور بود پایش را زیر نیمکت روبرو کند که احتمالا داد شاگرد روبرو را در می آورد و تذکر میداد – نتیجه نمی گرفت شاید به معلم شکایت می کرد.

یک مشکل دیگر میز و نیمکت قدیمی مدرسه هم داشت. قد بلندا اگر جلو می نشستند عملا چیزی از تخته سیاه را نمی دیدی . اما بعضی بچه ها برای فرار از دید معلم به این مشکل راضی بودند.

به هر شکل خوب یا بد خاطره انگیز یا پر زحمت. ما بچه های دیروز این مشکلات(حتی نیمکت قدیمی مدرسه) را پشت سر گذاشته ایم شاید خاطره ای باشد برای خودمان یا آیندگان که از چیزهایی که دارند. راضی و شکرگذار باشند

ارجاع

1-اثر انفجار جمعیتی دهه 60 بر درآمد های مالیاتی

87 / 100 امتیاز سئو

Leave A Reply

Your email address will not be published.