پاییزبود،هوا تاریک

پاییزبود،هوا تاریک،مادر چادرش سرش بود و نماز میخواند.

پاییزبود،هوا تاریک،مادر چادرش سرش بود و نماز میخواند.
کتری روی چراغ علاءالدین می جوشید، کلی از مشق‌ها مانده بود،برنامه‌کودک تمام شده بود،بغض کودکی من شروع

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.